بدون شک دوران دو ساله مسئولیت دکتر محمدرضا حبیبی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه از چنان حساسیتی برخوردار شد که نه در دوره روسای قبلی و نه بعد آن, چنین حساسیت و حواشی وجود نداشته است. دکتر حبیبی که در دوران مسئولیت دانشگاه چندان رغبتی به پاسخگویی نسبت به حواشی ایجاد شده نداشت به سوالات طلوع کرمانشاه پاسخ داد تا شبهات زمان سرپرستی وی جهت تنویر افکار عمومی, پاسخ داده شود.
س. در ابتدا از دوران مسئولیت خود در دانشگاه آزاد کرمانشاه و فضای موجود در آن بگوئید؟
 رویکرد و سیاست های دانشگاه آزاد اسلامی بعد از فوت آیت الله هاشمی وارد مرحله و ماموریتی جدید شد. با آمدن دکتر رهبر ریل گذاری جدیدی در مرکز و واحدهای تابعه بوجود آمد که تا قبل از این وجود نداشت که بالطبع آن می بایست سیاست های مربوطه در واحدهای استانی نیز اجرا میگردید‌. در واحد کرمانشاه قریب یک دهه است که دو تن از همکاران محترم اینجانب به صورت منقطع ریاست را به عهده داشتند، بعضی منازعات داخلی باعث تولید دو دسته گی و شکاف عمیق خصوصا در بافت کارمندی و مدیران قبلی شد. ورود بنده به دانشگاه در این شرایط از یک سو، رکود اقتصادی، کاهش درآمدهای شدید به دلیل کاهش پذیرش دانشجو و حذف خیلی از رشته های ارشد و دکتری از سویی دیگر و مضافا انتظار تغییرات زیادی که از همان ابتدا بود تبدیل به چالشی بزرگ شد،این شرایط استراتژی و مدیریت دانشگاه را با سختی مواجهه کرد و نیازمند اعمال سیاست های خاص بود. چون قطعا ابزارهای قبلی جهت هزینه کرد، مصارف و تولید جریان فکری وجود نداشت، شاید به قول بیشتر همکاران, دوره های طلائی درآمد دانشگاه گذشته بود. کاهش تعداد دانشجویان استان از تقریبا ۳۰ تا ۴۰ هزار به ۱۵ هزار و مشکلات عدیده مراکز و واحدهای استان که حتی از عهده حقوق و دستمزد در ماههایی خاصی بر نمی آمدندسبب شد کیفیت فدای کمیت گردد،این موارد قطعا تبعات و گله مندی هائی را به همراه داشت. از طرفی هم پس از پوست اندازی در مدیریت کلان دانشگاه, انتظارات زیادی را(خصوصا سمت دانشجویی) مطالبه میکرد که به دلیل نبود ابزار مناسب، بروکراسی های ستاد در مرکز و اخذ مجوز جهت کوچکترین خواسته های به حق، کم کم شاهد حواشی در عملکرد خواهی شدیم ،یکی از علل اصلی این ادعا درد دل ها و گلایه های ریاست بعدی پس از بنده در واحد کرمانشاه بود.
س. از دوران مدیریت خود در دانشگاه و دلایل حواشی ایجاد شده بگوئید؟
در ابتدای مسئولیتم در مدیریت دانشگاه، تلاش اولیه بر تولید امید، انگیزه و تشریک مساعی بود. هدف‌ اولیه با پایش مطالعه شده، ارائه راهکارهای سرمایه ای، تقویت ثبات داخلی و کسب درآمد بر پایه اقتصاد دانش بنیان و غیر شهریه ای در دانشگاه بود. برای همین ارتقاء تعامل و همدلی را در راس برنامه های خود قرار دادم. مضافا اینکه یکسری تفاهم نامه با سازمان هایی مانند فنی و حرفه ای، صنعت و معدن ،نظام مهندسی ،ارتش و سپاه و…نیز منعقد گردید. ضمنا پس از بررسی، مدیریت امکانات آزمایشگاهی و امکانات زیرساختی، تلاش های فراوانی در جهت کسب درآمدهای غیر شهریه ای به همراه پیگیری مطالبات راکد و سنواتی و ….گردید. البته در اغلب موارد رسانه ای شدن و تولید خبرهای موفقیت آمیز، توسط برخی افراد داخلی و خارجی با برچسب انتخابات مجلس آینده و استفاده از تریبون دانشگاه در آن زمان متاسفانه همیشه تولید حاشیه میکرد. گویا به ظن خودشان، من را کاندیدای انتخابات مجلس یازدهم می پنداشتند و به همین جهت آرامش کاری از حوزه مدیریت گرفته میشد. از طرف دیگر بیشتر دوستان توقع داشتند که تغییرات مدیریتی به صورت وسیع و سریع در دانشگاه انجام گیرد. بنده به شخصه معتقدم تا نگاه تحولی نباشد نمیتوان آینده مناسبی را پیش رو داشت وصیرورت دائمی از الزامات است ولی به دلیل شرایط خاص آن زمان که تامین و ثبات شرایط مالی دانشگاه بسیار مهم بود، تغییرات احساسی, میتوانست تعادل عملکردی را برهم بزند. البته اندک تغییرات و پوست اندازی صورت گرفته نیز به زعم بعضی از افراد خوشایند نیامد. ضمنا همیشه یکسری شرایط حاشیه ای هم از خارج دانشگاه وجود داشت که علت اصلی آن انتظارات نابجا و شاید دخالت های بی مورد بود. در دانشگاه نسل سوم و چهارم همیشه در کنار تولید ثروت، حل مساله و چابک بودن، مسیر تحول و تعامل که در راس برنامه ها قرار میگیرد، طبیعی است یکسری حواشی در این راستا تولید شود که مدیریت بنده هم از این امر جدا نبود. البته بنده آن را از پویایی، زنده بودن و حرکت متعالی در دانشگاه می دانم.
س. چرا به تغییرات مدیریتی در سطح دانشگاه ورود نکردید؟
معتقدم که در این مورد باید قاطع تر عمل می کردم و خیلی شرایط را برای هیات رییسه سخت نمیگرفتم. تا حدودی ایراد خود را قبول دارم. ولی به دلایل ذکر شده در آن زمان، تمایل بر تغییرات با شیب کند بود.
س. هیچگاه هم صراحتا کاندیداتوری مجلس را تکذیب نکردید؟
در این مورد خاص طی چند نشست خبری که داشتم، این مسئله همیشه مورد پرسش تعدادی از اهالی رسانه قرار میگرفت که بارها صراحتا این مسئله را تکذیب کردم، جالب است در جلسات شورای دانشگاه (روسای کشور) در سازمان مرکزی در تهران هم بارها این سوال از بنده پرسیده شد. متاسفانه حتی در بعضی موارد برای جلوگیری از شائبه استفاده از تریبون دانشگاه در بعضی جلسات و مراسمات مجبور میشدم شرکت نکنم باید بگویم که در استان ما ابهام آفرینی, ترور شخصیت یک مدیر, غوغا سالاری و عقده گشایی و ایجاد فضای مه آلود به یک حربه تبدیل شده است. البته آدم های پویا و تعاملی معمولا بیشتر مورد نقد، هجوم و شاید تخریب قرار میگیرند به عبارتی باد با شمع خاموش کاری ندارد.
س. در دوره شما نسبت به قبل و بعد شما حساسیت رسانه ای بیشتر شد دلیلش چه بود؟
سیاست کلی بنده و همکاران هیات رییسه تولید نگاه فرایندی، جریانی و نه متکی به شخص بود. مضافا اینکه ‌برگزاری تریبون های آزاد دانشجویی، تولید انگیزه در انجمن، کانون و تشکل های دانشجویی نیز همیشه عاملی برای تولید خبر و حساسیت رسانه ها بود. یکی از اهداف بنده برقراری ستاد دانشگاه در خارج محیط دانشگاه، معرفی آن به بیرون محیط(دانشجو، کارمند، هیات علمی) و استفاده از ظرفیت های استان و حتی کشور بود. دانشگاهی که تمام سرمایه اش متعلق به همه مردم است. برای پویائی و زنده ماندن دانشگاه باید کارهای جدیدی انجام می داد. ما سعی داشتیم دانشگاه را در اذهان, مهم کنیم و به آن جایگاه واقعی دهیم. در نتیجه خیلی از نگاه ها به سمت دانشگاه چرخید چرا که اعتقاد دارم یک دانشگاه تحول گرا باید کارهای نو و جدید ارائه دهد تا اگر روزی نبود خلأ نبودنش احساس گردد. اما متاسفانه اغلب موضع گیری های مغرضانه مانع انجام کار میشد. پس از دوره من نیز به گواهی کارشناسان دانشگاه شرایط خوبی را طی نکرد.
س. عملکردتان در دوران دو ساله مدیریت دانشگاه را چطور ارزیابی می کنید؟
همیشه نظام آموزشی پویا و پیشرو آینده را رقم میزند.این مهم به ثبات و استمرار مدیریت نیاز خواهد داشت. متاسفانه با همه چالش ها زمان کوتاهی در اختیار بنده بود. در نگاه موضوعی با توجه به ظرفیت و انگیزه های شخصی از عملکردم راضی نیستم ولی نگاه فرایندی و نوع عملکرد را به مخاطبان، همشهریان فهیم و دوستان عزیز میسپارم، اما مبانی کار آماده ریل گذاری حرکت های جدید در دانشگاه بود، که در عمل به نتیجه خیلی مطلوب نرسیدیم. زمان مدیریت هم کوتاه و اغلب حاشیه ها حرکت را سکونی و واکنشی میکرد. همیشه عملکرد یک مدیر را در یک بازه چهار ساله باید مورد ارزیابی قرار داد. به نظرم تازه داشتیم از کاشت به برداشت و نتیجه می رسیدیم. موفقیت هائی مثل بین المللی شدن دانشگاه، اخذ چندین رشته تحصیلات تکمیلی مهم، نظم و شفافیت مالی، پیگیری مطالبات راکد و سنواتی میلیاردی…. ما سعی کردیم نگاه دانشجو را به دانشگاه عوض کنیم و به ایشان هویت دهیم‌‌. تریبون های آزاد و کرسی آزاد اندیشی راه افتاد, بستر سازی خوبی در این موردانجام شد. اما نگذاشتند. به لحاظ فرایندی, خوب عمل کردیم اما از نظر موضوعی, به نتیجه نرسیدیم. به نوعی زمینه سازی خوب بود اما بعد آن, نشد کار ادامه یابد، این را هم بگویم با من از طرف مرکز خیلی همکاری نمی شد چون من منتسب مدیر قبلی بودم و حس شخصی بنده این بود که مدیریت جدید دانشگاه اساسا با منتسبین مدیران قبلی راحت نبودند در مجموع شاید از عملکرد شخصی خودم رضایت نسبی داشته باشم. اما از عملکرد گروهی تیمم رضایت کافی را ندارم و قبول می کنم کمی و کاستی های زیادی داشتیم‌.
س. اگر دوباره به شما پیشنهاد ریاست دانشگاه آزاد شود آن را قبول می کنید؟
با توجه به شناختی که در این مدت از دانشگاه پیدا کردم و اینکه فهمیدم مدیریت در آنجا چقدر میتواند حاشیه داشته باشد و باید بیشتر هوای کجاها را داشته باشی و انتظارات بیشمار انگیزه را صفر میکند, دیگر هیچوقت دوست ندارم به آن پست هم فکر کنم، مدیریت یعنی استفاده از امکانات موجود به بهترین شکل اما وقتی هدف متعالی نیست و ابزاری در دستت نیست، کاری هم نمی شود انجام داد که واقعا ما ابزار لازم و کافی را نداشتیم.
س. دلیل کاهش تعداد دانشجو در این دانشگاه ها چه بود؟
در وهله اول کاهش جمعیت جوان کشور و بعد گرایش به رشته های خاص که در دانشگاه آزاد خیلی به آن توجه نشده است. در دانشگاه آزاد باید به سمت آموزش در سطوح تکمیلی ( ارشد و دکتری) رفت، بین المللی شدن دانشگاه اعتبار خوبی به آن بخشید و الان فکر می کنم حدود ۸۰۰ دانشجوی ارشد و دکتری که اغلب از کشور عراق هستند, در این دانشگاه مشغول تحصیل باشند. حذف شدن بسیاری از رشته ها هم در کم شدن تعداد دانشجو موثر بوده است در دوران مسئولیتم حتی یک نفر هیئت علمی مورد دلخواه هم جهت تاسیس رشته جدید نتوانستیم جذب کنیم. چون در دوره های قبل بصورت بی رویه و شاید خارج چارچوب بیش از ۵۰ نفر جذب شده بود که متاسفانه در خیلی شاخه ها نتوانستند کمکی هم به تاسیس رشته بکنند از طرفی هم هزینه‌های بالای درس خواندن در دانشگاه آزاد و نبود بازار کار سبب شد خیلی از جوانان قید تحصیل در این دانشگاه را بزنند.
س. چقدر سیاست در روند اجرایی دانشگاه تاثیر گذار است ؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی همیشه در دیدارهای دانشجویی به غیر از پیشرفت علمی، انظباط اخلاقی و خویشتنداری دینی به بصیرت سیاسی در دانشگاه ها تاکید داشتند. ایشان میفرمایند: فکر و کار باید سیاسی باشد. پس دانشگاه باید سیاسی باشد ولی سیاسی کاری, خوب نیست. در دانشگاه بعضی جاها سیاسی کاری هست، به ویژه در انتخاب روسا و معاونین، من معتقدم رئیس دانشگاه باید از جنس دانشگاه باشد تخصصی، متعهد و صاحب اندیشه منسجم در باید ها و نباید ها.
س. در خصوص عملکردتان در نظام مهندسی هم حرف و حدیث زیاد بوجود آمد؟
در سیستم های انتخابی معمولا معدود افرادی که جزء منتخبین قرار نمیگیرند، به صورت اپوزسیون دنبال سیاه نمایی ،فرافکنی، ابهام آفرینی و حتی ترور شخصیت هم می روند. در سازمان نظام مهندسی نیز اوضاع همین گونه است آنجا همیشه منازعات داخلی وجود دارد. البته نکته مهم این است که باید پرسید، رفتارهای نابهنجار و این اقدامات واگرا و غیر مصلحت اندیشانه به سود کیست؟ و این کار تبلیغی و غیر مدنی آب را برای چه کسانی گل آلود میکند. شوربختانه باید بگویم ما به جای تالیف قلوب و تشریک مساعی در تسلسل اشتباهات تکراری قرار داریم. هر چند از عملکرد گروهی و جمعی هیات مدیره در نظام مهندسی چندان رضایتی ندارم. وقتی من به دانشگاه آمدم منازعات را برای ترور شخصیت به آنجا کشاندند. این موضوع مدیریت بنده در دانشگاه را دچار ناپایداری کرد. حتی به سازمان مرکزی دانشگاه گزارش داده بودند که من اغلب وقتم در نظام مهندسی حضور دارم. در حالیکه بیشترین وقت را برای دانشگاه و دانشجویان می گذاشتم. خداوند همیشه شاهد امورات ما هست. وقتی مخالفین نتوانستند در عمده موارد موفق شوند به ترور شخصیت و تشویش اذهان و ارسال گزارش های کذب روی آوردند که انشا…خداوند بین من و آن بندگان خدا قضاوت خواهد کرد.
س.بین دانشگاه و نظام مهندسی کدام را بیشتر دوست دارید؟
معلمی را ترجیح می دهم و همیشه افتخار می کنم یک معلم هستم.
س.چرا در مقابل تخریب و اتهامات قاطع نایستادید؟
به قول مولانا:هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر * آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر * رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر.
به نظرم عاقلانه نیست خصوصا در شرایط مدیریتی که سکان و امید عده زیادی از خانواده آن سازمان یا نهاد، در‌‌ دستان شما قرار دارد با پاسخ احساسی و شخصی به بحران و تولید فضای مه آلود بیشتر کمک کرد و به آن دامن زد. مگر قضیه حقوقی و یا حیثیتی باشد.
به نظرم اشخاصی که راجع به مسئله یا موردی ابهام دارند که معمولا هم دنبال بهره برداری از این جنجال آفرینی هستند، می توانند از مراجع قانونی پیگیری کنند. بنده پنج دوره عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی بودم و خوشبختانه در هر دوره نیز وفاق قانون استعلام های لازم از مراجع ذیصلاح گرفته شده است. اگر به فرض محال ابهامی بود، اجازه تائید صلاحیت جهت شرکت در انتخابات داده نمیشد. متاسفانه ما در استان خودمان همیشه دوست داریم پتانسیل های یکدیگر را کوچک نمایی کنیم و هیچ زمانی دنبال ارتقاء یا ظرفیت سازی یکدیگر نیستیم و خیلی راحت ضعف ها را بزرگ می کنیم. از طرفی مراجع ذیصلاح قانونی وجود دارند که خوشبختانه با قدرت و درایت لازم ناظر کامل همه عملکرد ها هستند. متاسفانه بزرگنمائی، سیاه نمایی و لفاظی انسان های ناآگاه، خودخواه و غیر مصلحت اندیش همیشه آفت استان کرمانشاه بوده است که باید انشا… با‌همدلی, انگاره و فکر, اصلاح و چشم ها شسته شوند. در آخر بنده این را می گویم ای کاش با وجود همه تهمت ها به کارهای مدیریتی، وضعیت دانشگاه بعد از من بهتر میشد نه اینکه امروز شاهد مشکلات بیشتری باشیم. که این خود جای تامل بسیاری دارد.
و در آخر؟
آرزو دارم کرمانشاه مظلوم, به شایستگی خود برسد و انشا… شاهد هم افزائی و تقویت پتانسیل های موجود در استان باشیم. ما باید نخبه کشی را کنار بگذاریم و با آموزش و ارتقاء چند وجهی فرهنگی و معاضدت اجتماعی دنبال تربیت و رشد افرادی باشیم که در سطح کشور بتوانند اثرگذاری داشته باشند. ما باید به دنبال کادر سازی باشیم نه کادر سوزی و نخبه کشی‌، خداوند در‌ خیلی از آیات مبارک از کلمه ما استفاده‌ کرده. “ایاک نعبد و ایاک نستعین” که نشان از با هم بودن و برکت همدلی است. ضمنا فرموده که اگر خود شما نخواهی, نمیشود……ان الله لا یغیر ما به قوم حتی یغیر ما بانفسهم. در پایان از شما همکار عزیز بابت وقتی که در اختیار بنده گذاشتین کمال تشکر را دارم و آخر اینکه: به قول اقبال لاهوری
آنچه بود است و‌نبایست زمیان خواهد رفت
آنچه بایست و نبود است هم

محسن یاری