فرهاد باوندپور

 در آغاز، سخن از رای پوپولیستی مرادی بود شاید تنها کسی که میتوانست وی را به گونه دیگری معرفی کند خودش بود و اتفاقا خودش خیلی زود همان شد که باید می شد و خیلی زود معلوم شد او بر خلاف آنچه از وی انتظار می رفت بسیار جدی و پرکار و البته در برخورد با افراد نالایق گاه حتی تند و خشن نشان دادو البته صریح و معامله ناپذیر و بسیار سخت گیر و ریز بین.

ابراهیم مرادی چهره ای فرهنگی است شاید بدلیل ذهنیت تلویزیونی عوام از وی ابراهیم را بشود استاد موسیقی و بازی دانست که البته هر دو در جای خود ارزشمند است اما نگاهی به زندگی هنری وی نشان میدهد این تحصیلکرده دانشگاه هنر از صاحبنظران فرهنگ بومی از بهترین هنرمندان عرصه تئاتر استان کرمانشاه و از اهل کتاب ترین و فرهنگ شناس ترین هاست. وی به اکثر زبانها و فرهنگهای منطقه آشنایی کامل دارد و دایره المعارف فرهنگ منطقه است.

آنچه گفتیم نه فقط از باب تعریف از وی بود بلکه پاسخی است به تلاشهای ژورنالیستی جمعی خاص که اکنون در زرد ترین شکل خود در نشریه نقد حال تبلور یافته است. نقد حال که تا پیش از این بارها و بارها مطالبی در تایید ابراهیم مرادی داشت این بار پس از موضع گیری های اخیر وی در مورد کم کاری در دوره های قبل در شورای اسلامی شهر کرمانشاه در حوزه فرهنگ و هنر بر ابراهیم تاخته وی را نا آشنا کم تجربه تازه از راه رسیده و…. دانسته است. جالب است نقد حال چه کسی را در قبال چه کسانی در عرصه فرهنگ نا آشنا میداند.

جناب نوری علا و سرکار خانم صفری! شما به دلایلی که زیاد هم حدس زدنشان دشوار نیست تجربه اسلاف شورا را به رخ ابراهیم تازه وارد و نا آشنا کشیده اید اجازه بدهید کمی از تجربیاتی که متاسفانه در مرادی وجود ندارد و شما به آن بالیده اید را با هم دوره کنیم

مجربان مورد حمایت شما در کمیسیون فرهنگی تنها در یک سال پانصد میلیون تومان به ساخت مستراح اختصاص داده اند این حد از آشنایی یاران شما با عرصه فرهنگ واقعا تکان دهنده است.

دوستان شما در یک هفته برای یک موسسه خصوصی صد میلیون و سپس بیست میلیون و سپس پانزده میلیون بودجه تصویب کرده اند بسیار علاقمندیم بزاتاب کاری چنین موسساتی را بدانیم

عزیزان جان شما تا آنجا پیش رفته اند که رنگ کردن جدول های سطح محلات را به عنوان رزومه فرهنگی اعلام نموده اند البته قطعا این عمل فرهنگی تر از ساخت دستشویی عمومی است.

یاران فرهنگی شما در حای یک و نیم میلیارد تومان برای آموزشهای شهر وندی پیشنهاد می دهند که ساده ترین حق شهروندی یعنی ارئه گزارش مبسوط شش ماهه را به سالانه و فراسالانه تبدیل نموده اند

عزیزان فرهنگ دوست شما همان هایی بودند که فرهنگسراها را (که البته تنها نام فرهنگسرا را به یدک می کشیدند و  سازه هایی بودند که میشد به آنها خانه یا کلبه فرهنگ گفت) به دور از اقدامات شایسته فرهنگی و آموزش فرهنگ شهروندی تبدیل به کلاس منجوق دوزی و…. نمودند که این قبیل آموزشها را در هرمکانی میشود آموزش داد.

کرمانشاه بازمانده از آثار محرومیتهای بسیار و زخم خورده ۸ سال جنگ و دفاع مقدس، اکنون آسیبهای بسیاری چون طلاق رسمی و عاطفی، افسردگی، اعتیاد، بیگانگی با هویت تاریخی خود، و … و… دارد که تنها فرهنگ و هنر می تواند به یاری اش بشتابد، کدام اقدام فرهنگی مناسب در این باره از سوی همان یاران فرهنگی، انجام شد و کدام برنامه ریزی و تصمیم گیری اصولی از سوی آنان صورت گرفت؟!