موضوع دوندگی کودکانی که برای کسب لقمه ای نان و سیر کردن شکمشان صبح تا شب سرگردان کوچه و خیابان های این شهر هستند، تازگی ندارد اما اینکه روز به روز تعداد این کودکان بی سرپناه در شهر زیاد و زیادتر می شود، بسیار نگران کننده است.
این روزها که گرانی و تورم افسار گسیخته است، بی شک دغدغه کودکان کار هم در شرایط سخت اقتصادی، برای کسب لقمهای نان بیشتر از پیش شده است.
طعم گوشت را فراموش کردهام
به گزارش پایگاه خبری طلوع-«علی» پسر بچه هفت هشت سالهای است که معصومیت چهرهاش از دور خودنمایی میکند . او یکی از کودکان کار این شهر است و در این روزهای گرم و طاقت فرسای تابستان در محوطه باغ فردوس کرمانشاه به آب فروشی مشغول است.
علی که به راحتی با همه افراد ارتباط برقرار میکند، میگوید: سختیهای زندگی سبب شده در این روزهای گرم تابستان کار کنم. پدرم کارگر است و هر روز حقوق ندارد. بعضی روزها ممکن است که کار برایش نباشد.
من مجبورم پول خریدن نان و سیب زمینی و پیاز را در بیاورم.
علی میافزاید: خیلی وقت است که طعم گوشت را فراموش کردهام چون پولی نداشتیم که گوشت بخریم.
او درباره خوردن میوه های تابستانی نیز با آب و تاب حرف می زند و میگوید: از میان میوههای تابستانی هم فقط خیار، طالبی، خربزه و هندوانه را خوردهام.
راستش هر وقت به پدرم می گویم برایمان میوه بخرد، می گوید: پول ندارم… .شاید پاییز بتواند برایمان میوههای دیگری بخرد.
وی از سختیهای کارش می گوید و می افزاید: بعضی از مردم آب نمیخواهند اما پولی را به من میدهند اما عده زیادی نیز بی تفاوت عبور میکنند اما ای کاش میدانستند من و خانوادهام چقدر به همین پولهای اندک آنها نیاز داریم.
دستفروشی درآمدی ندارد
«مرتضی» هم پسر بچه ۱۱ سالهای است که شیطنت از چهرهاش پیداست.
آثار زخم و کتک روی چهرهاش مشخص است. او که با اصرار راضی به مصاحبه میشود، می گوید: پدرم پیر و ناتوان است و برادری هم ندارم که کار کند. هر روز هفته بساط دستفروشی را در یک نقطه از شهر پهن میکنم.
وی میافزاید: در این گرمای تابستان نمیشود هر چیزی را خرید و برای فروش آورد چون مردم نمیخرند.
من هم که پولی برای خرید اجناسم ندارم مجبورم همان چیزهایی که پیرمرد سوپرمارکتی محله به عنوان سرمایه به من میدهد را برای فروش بیاورم.
مرتضی میگوید: با این درآمدها نمیشود زندگی را چرخاند. مادرم مجبور است صبح و عصر در منزل مردم کار کند و شبها که برمیگردد خسته است . خرج زندگی زیاد است و درآمد مادرم خرج زندگی می شود و برای همین است که هیچ پولی برای دوا و درمان دردهای کمر و زانویش نمیماند.
مادرم همیشه خسته است. گاهی از شدت خستگی توانی برای پختن غذا ندارد و در آن شبها گرسنه میخوابیم. این طوری در مصرف مواد غذایی هم صرفهجویی میشود.
در حمایت از کودکان کار قصورهایی وجود دارد
یک جامعه شناس کرمانشاهی می گوید:
بازه سنی فعالیت و کار بر اساس تعریف جهانی آن از ۱۵ تا ۶۵ سالگی است. در علم اقتصاد، جمعیت و سایر علوم نیز از این بازه سنی نامبرده میشود.
«بهرام نوابی فر» میافزاید: کودکانی که قبل از ۱۵ سالگی به کاری گمارده میشوند، کودکان کار محسوب میشوند. در سطح شهر کرمانشاه کودکان کار کم سن و سال تر نیز وجود دارند. کودکان سه تا چهار سالهای که به همراه فرد دیگری در فاصلهای دورتر به فروش اجناس یا تکدیگری میپردازند.
این جامعه شناس کرمانشاهی تصریح میکند: پدیده کودکان کار یک معضل و آسیب اجتماعی است زیرا این کودکان در سنینی قرار دارند که باید به تحصیل بپردازند و مهارتهای خاص زندگی را ابتدا در خانواده سپس در محیط های اجتماعی کسب کنند.
نوابی فر با بیان اینکه کودکان در سن شش سالگی بیشتر در خانواده جامعه پذیر می شوند، میگوید: همچنین کودکان از سن سه سالگی به بعد در کوچه و محیطهای اطراف منزل فعالیتهای جمعی را با کودکان هم سن و سال خود انجام میدهند.
وی عنوان میکند: کودک پس از قرار گرفتن در محیطهای آموزشی، مهارتهای علمی و اجتماعی را فرا میگیرد اما کودکان کار به دلیل بدسرپرستی یا بی سرپرستی معمولا این دوران را طی نمیکنند.
به کودکان کار آسیب دیده در جامعه ما کودکان کار گفته می شود زیرا در سنی که باید آموزشهای مربوط به مهارتهای زندگی را فرا بگیرند، مجبورند که در کوچه و خیابان کار کنند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان میکند:
به طور معمول اقوام کودکان کار که سرپرستی آنها را به عهده میگیرند، دلسوزی و تعهد خاصی که درباره فرزندان خود دارند، نسبت به این کودکان نخواهند داشت.
نوابیفر میافزاید: در نهادهای اجتماعی نیز ظرفیت نگهداری از کودکان آسیب دیده وجود ندارد و همه کودکان تحت سرپرستی نهادهای مذکور قرار نمیگیرند.
وی عنوان میکند: بیشتر کودکان کار به دلیل بدسرپرستی و بی سرپرستی آسیب میبینند و مورد استثمار و سو استفاده افراد بزرگسال، فامیل، همسایه یا آشنایان خود قرار می گیرند.
وی تصریح میکند: کودکان کار در شهر کرمانشاه اغلب نظافت عمومی ندارند، لباس های کهنه بر تن دارند و نامنظمی در آنها دیده میشود که نشانه آن است که فرد دلسوزی ندارند.
نوابی فر میگوید: اغلب کودکان کار از بهداشت جسمی، فردی و روانی برخوردار نیستند. نه خواب کافی دارند و نه خوراک.
وی میافزاید: آسیبهای ایجاد شده برای کودکان کار در سنین کم، مشکلاتی را در دوره بزرگسالی در آنها ایجاد می کند. در بزرگسالی این کودکان، امیال پسمانده شکل می گیرد.
وی می افزاید: به طور مثال هنگامی که در یک شب یا روز زمستانی کودکان کار می بینند، کودکی هم سن و سال آنها در خودرویی گرم کنار خانواده خود نشسته است، خود را با آن کوکان مقایسه میکنند و این میل در آنها سرکوب می شود.
یا هنگامی که کودکی را می بینند در صندلی عقب اتومبیل خوابیده یا مشغول خوردن یک خوراکی است، این امیال پس مانده در کودکان آسیبدیده شکل می گیرد و در بزرگسالی به صورت جنبههای از خشونت، پرخاشگری و … بروز خواهد کرد.
این استاد دانشگاه می گوید: معتادان، اراذل و اوباش و سارقین یا افرادی که امنیت و آسایش را از مردم می گیرند، اغلب کودکان کاری هستند که به دلیل امیال پسمانده درونی، در سنین نوجوانی و جوانی سعی می کنند از جامعه و محیط زندگی خود انتقام بگیرند.
وی می افزاید: این افراد عکس العمل های بسیار بدی در برخی مواقع از خود نشان میدهند و حرکتهای پرخاشگرانهای بیش از آسیبهای کودکی را از خود بروز خواهند داد.
تمامی اینها نتیجه همان امیال پسمانده از طلاق، بد سرپرست و بی سرپرستی است.
جامعه شناس کرمانشاهی با تاکید براینکه باید نهادهای مسئول در جامعه حتما این افراد را مدنظر قرار دهند، می گوید: البته نمی توان به طور کامل از نهادهای حمایتی انتظار داشت که همه کودکان را تحت پوشش قرار دهند.
در چنین شرایطی باید تقسیم کار صورت گیرد و نباید تنها به بهزیستی، کمیته امداد و … اکتفا شود. این کار نیازمند همکاری همه جانبه اغلب دستگاهها و ارگانها و مردم است.
وی با بیان اینکه فراهم آوردن چنین شرایطی نیازمند فرهنگسازی است، می افزاید: باید به گونهای فرهنگ سازی کرد که در صورت پیدا شدن کودک کار افراد نیکوکار پیشقدم حمایت بصورت قانونی شوند تا آسیبهای این معضل در جامعه کمتر شود.
نوابی فر با بیان اینکه در حمایت از کودکان کار قصورهای وجود دارد، می افزاید: معتقدم در صورت افزایش شمار کودکان کار در جامعه باید دنبال علت بود.
البته به صورت طبیعی در بیشتر جوامع این پدیده کودکان کار کم و بیش دیده می شود اما در صورت افزایش تعداد کودکان کار در یک جامعه، باید تحقیقات میدانی صورت گیرد و عدهای اهل فن در محلات مختلف نسبت به انجام تحقیقات خوشهای و پراکنده اقدام و در محلات مختلف این آسیبها را ریشهیابی کنند.
وی با تاکید بر ضرورت فرهنگ سازی، می افزاید: در این صورت نهادهایی مثل نیروی انتظامی، قوه قضاییه و نهادهای حمایتی و شهروندان میتوانند دخیل باشند در واقع باید یک تمهید مقدمات اندیشیده شود تا بتوان آسیبها را کاهش داد.
وی معتقد است: به طور کامل نمی شود جامعه را از وجود این معضل پاک کرد اما می توان از شمار این کودکان کاست زیرا هرچه این آسیبها کمتر شود، تبعات آن برای آینده کمتر خواهد بود.
نوابیفر بیان می کند: با ریشه یابیهای انجام شده درمی یابیم در زندانها افرادی که اقدامات پرخاشگرانه انجام می دهند و جرایم خشنی را مرتکب می شوند گذشته ای آسیب دیده داشته اند و بسیاری از افرادی که پای چوبه دار هم رفته اند از کودکان کار و بد سرپرست یا بی سرپرست بودند که در جامعه رها شدند و تا یک سنی مورد سو استفاده قرار گرفتند، کتک خوردند و از نظر شخصیتی و جنسی مورد سواستفاده قرار گرفتند که باعث شده امیال پسمانده داشته باشد و واکنش های جبرانی در نوجوانی و جوانی انجام دهند.
وی می افزاید: این افراد معمولا برای دستیابی به چیزهایی که نداشتند، در مدت کوتاهی جرایم خشنی را انجام می دهند که تبعات آن متوجه جامعه و حتی افراد سالم خواهد شد.
جامعه شناس کرمانشاهی میگوید: نهادهای حمایتی باید حداقل تعدادی از مهارتهای امروزی مانند مهارت نه گفتن، مهارت مراقبت از بهداشت فردی و روانی، مهارت تعامل با بزرگترها و مهارت پذیرفتن نقش را به این افراد یاد دهند و البته همه باید کمک کنند تا این آسیبها برای کودکان کار در جامعه به حداقل برسد.
کار کردن کودک جرم محسوب می شود
کارشناس مسئول دفتر امور آسیب دیدگان بهزیستی استان کرمانشاه می گوید: پدیده کودکان کار در استان کرمانشاه پدیده ای بیگانه و غریب نیست همان طور که در بسیاری از کشورهای دنیا این پدیده وجود دارد در کشور ایران نیز این موضوع دیده می شود، البته شکل و نوع کودکان کار در هر استان متفاوت است و ارتباط نزدیکی با شرایط و زیرساختهای اقتصادی و وضعیت بومی و فرهنگی آن استان دارد.
«بهاره سلطانی» می افزاید:
سلطانی درباره ماهیت کودکان کار، تصریح می کند: در استان کرمانشاه بیشتر کودکان کار بومی و ساکن استان کرمانشاه هستند و کودکان کاری که تبعه کشورهای همسایه باشند، در استان کرمانشاه نداریم.
کارشناس مسئول دفتر امور آسیب دیدگان بهزیستی استان کرمانشاه می گوید: طبق تعریف یونیسف به هر فرد زیر ۱۸ سال کودک اطلاق می شود و کودکان کار کودکانی هستند که به منظور امرار معاش و تامین اقتصاد خانواده در خیابانها حضور مییابند و به دلیل نداشتن مهارتورزی در مشاغل خیابانی مثل دستفروشی، شیشهشویی، جمع آوری زباله و… مشغول هستند البته این کودکان پایان روز به منزل بر میگردند و با خانواده ارتباط دارند.
سلطانی در پاسخ به اینکه مفهوم کودکان کار چگونه شکل میگیرد، میگوید: این مفهوم چند عاملیتی است و ساختار منسجمی در خانواده این کودکان به طور معمول وجود ندارد، بلکه بیشتر این کودکان بد سرپرست هستند . ممکن است پدری معتاد و یا از کار افتاده و بیکار داشته و یا مادری بیکار و مطلقه دارند . به طور کلی چارچوب و شالوده خانواده کودک کار دچار تغییرات شده است.
وی با بیان اینکه کودکان کار مجبورند برای تامین معاش و اقتصاد خانواده در خیابان کار کنند، می افزاید: فرهنگ کار کردن کودک در استان کرمانشاه حاکم است.
هنوز عدهای از خانواده های کرمانشاهی معتقدند که باید فرزندان ذکور خانواده کار کنند تا پخته شوند.
وی می افزاید: مخالف مهارت ورزی کودکان نیستیم. اگر کودکان در فصل تابستان برای آموختن حرفه و مهارتی با شرایط خاصی آموزش ببیند مشکلی وجود ندارد اما کار کردن کودک بطور دائم جرم محسوب میشود.
سلطانی میگوید: حق طبیعی کودکان آموزش، تحصیل و بهداشت است و کار کردن این حقوق را از کودکان حذف می کند و رویاهای کودک در خیابانها را پاره خواهد کرد.
همچنین حضور کودکان در خیابانها سبب می شود آنها در معرض انواع آسیب های اجتماعی از جمله آسیبهای جسمی، جنسی و… قرار گیرند و کودک بر اثر این آسیبها دچار تغییر هویت شود.
وی می افزاید: اکثر کودکان کار در سنی قرار دارند که هویت اجتماعی شان در حال شکلگیری است و قرار است آنها پدران و همسران آینده این سرزمین شوند و آینده ساز این مملکت باشند.
هنگامی که این تغییر هویت بر اثر توهین، تحقیر و دریافت پول با توسل به زور و اجبار در آنها شکل گیرد، نمی توان انتظار داشت که این کودکان از سن بلوغ و بحران هویتی این سن به راحتی عبور کند.
کارشناس مسئول دفتر امور آسیب دیدگان بهزیستی استان کرمانشاه خاطرنشان میکند: بر اساس پیش بینیهای انجام شده بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ کودک کار فعال در شهر کرمانشاه وجود دارد که نیازمند بهرهمندی از آموزش، تحصیل و بهداشت هستند.
سلطانی می گوید: در سایر شهرستانهای استان مفهوم کودکان کار به شکلی بارز وجود ندارد، اما به طور قطع شاهد کودکان کاری که در کارگاهها و رستورانها و فروشگاهها کار می کنند هستیم.
در اینجا تاکید بر کودکان کار خیابانی گرد است.
وی می افزاید: سازمان بهزیستی هم به عنوان یک دستگاه اجتماعی یکی از دستگاههای عضو در آییننامه ساماندهی کودکان کار در خیابان است و در این راستا دارای تیم مددکاری و روانشناسی قوی، اورژانس اجتماعی و سه مرکز تخصصی برای ارائه خدمات به کودکان کار به صورت روزانه و شبانه است.
سلطانی بیان میکند: طرح «اقدام و عمل و دوستدار کودک» در حمایت از کودکان کار خیابان چندسالی است که در سازمان بهزیستی اجرا میشود اما این سازمان تنها یکی از دستگاههای عضو در آییننامه ساماندهی کودکان کار در خیابان است. دستگاههای دیگر مانند نیروی انتظامی، شهرداری، آموزش و پرورش، کمیته امداد، خدمات درمانی، تامین اجتماعی و دانشگاه علوم پزشکی همگی در ارائه خدمت به این کودکان سهم دارند.
وی عنوان میکند: عوامل مختلفی منجر به ایجاد پدیده کودک کار در خیابان می شود، پس باید هر عامل و علتی در جای خود دیده و بررسی شود.
سلطانی با ابراز امیدواری برای رسیدن روزی که کودکان سرزمین ما از همه حقوق خود بهره مند شوند، خاطرنشان میکند: در سالهای گذشته شاهد بودیم که کودکان در سنین کمتر از پنج و شش سالگی در میادین اصلی شهر دعا و یا آب فروشی می کردند و رفتار متکدیانه داشتند،اما از سال ۸۶ با اقدامات انجام شده توسط سازمان بهزیستی و طرح خوب ساماندهی کودکان کار تا حدودی سن ورود کودکان کار به این عرصه تغییر کرد.
هر چند در سالهای اخیر به دلیل شیوع کرونا، مسائل اقتصادی و تورم جامعه، سن حضور کودکان کار در خیابان به هفت سال رسیده است.
وی با بیان اینکه بیشترین آمار حضور کودکان کار در خیابان به سنین ۱۲ سالگی بر می گردد،می افزاید: ۹۸ درصد کودکان کار را پسران تشکیل می دهند که بیشتر این کودکان از ساعت ۱۲ تا ۱۸ کار می کنند.
تعدادی از کودکان دختر و پسر بین هفت تا ۱۲ سال نیز همراه خانواده یا همراه فرزند بزرگتر خانواده در خیابانها کار میکنند.
سلطانی میگوید: این کودکان در کرمانشاه بیشتر به شغلهایی مانند شیشهشویی، زباله گردی و فروش محصولات فصلی مثل گردو، بادام، ذرت و دست فروشی روی می آورند.
عدهای نیز که توان مالی ندارند شغل های خیابانی مثل واکس زنی، شیشه شویی و زباله گردی را انتخاب می کنند.
گزارش از نازنین زهرا رضایی _ خبرنگار طلوع









دیدگاه