چهارشنبه, ۱۲ بهمن , ۱۴۰۱ Wednesday, 1 February , 2023 ساعت تعداد کل نوشته ها : 18133 تعداد نوشته های امروز : 0×

آخرین خبرها

هجوم عطش بر پیکر بی رمق باغات کندوله آب به “سراب نیلوفر” بازگشت قوی‌ترین مردان از پاورلیفتینگ برایم جذاب‌تر است کرمانشاه می‌تواند مرغ مورد نیاز اقلیم کردستان عراق را تامین کند/ استاندار پیگیری کند دستگیری هر ساعت یک سارق در کرمانشاه/ ۵ خودرو مسروقه کشف شد پذیرفته شدگان مرحله بدون آزمون دانشگاه‌ها معرفی شدند/اعلام جزئیات ثبت‌نام از فردا بازگشایی ۱۷ محور مسدود روستایی در کرمانشاه/ همه مسیرها باز است کرمانشاه به حالت آماده‌باش درآمد/ تشدید بارش‌ها در استان کارت قرمز دایره‌ای در جام حذفی انگلیس اولین فوتبال دنی آلوس پشت میله‌های زندان! در کرمانشاه؛ معرفی ۴۹ فروشگاه عرضه کننده نان غیرمجاز به تعزیرات حکومتی پایان یک مناقشه طولانی/ حضور ورزشکاران روس و بلاروسی در المپیک آمادگی آموزش‌وپرورش کرمانشاه برای برپایی کلاس‌های درس فوق‌العاده بیش از ۳۰ درصد سرطان‌ها قابل پیشگیری است آغاز عملیات انتقال پیکر کوهنورد کرمانشاهی از ارتفاعات “پرآو” خبر خوب هواشناسی برای مردم کرمانشاه/ ورود سامانه جدید بارشی به استان کسادی هتل‌ها در فصل سرما/ ضریب اشغال تخت هتل‌های کرمانشاه به ۲۰ درصد رسید واکنش احساسی جوکوویچ بعد از قهرمانی در جام تختی کشتی می‌گیرم افزایش نجومی تعرفه‌های گازی برخی مشترکان کرمانشاهی/  ۶۵ درصد مشترکان گاز در کرمانشاه کم مصرف هستند

“محیط زیست ایران،داغدار شد”
06 شهریور 1397 - 10:07
شناسه : 8702
0
طلوع‌‌کرمانشاه :

خسته ام.خسته از خبرهای مرگ.خسته از مویه های درد و اندوه.خسته از تسلیت،ابراز همدردی و اشک.عزم آن داشتم که دیگر مرگی را تسلا نگویم،در سوگی اشک نریزم و هیچ صفحه سفیدی را در فراق یار سیاه نکنم.اما مگر می شود برای شریف باجور خطی ننوشت؟مگر می توان توسن سرکش قلم را مهار زد؟صدای باجور در جنگل های زاگرس،در شاخ و برگ درختان بلوط،در رگ و ریشه خاک کردستان،در زمزمه سراب ها و چشمه سارها،در حنجره پرندگان خوش صدا و در پوست و خون حیات وحش ما،طنین انداز است.مگر می توان چشم و گوش بر این جلوه و نوا بست؟

پ
پ

✍بهمن ویسی/معلم نمونه کشوری

هنر باجور و یارانش،جدال دلیرانه با آتش،خشکسالی،آلاینده ها و شکارچیان بی رحم بود و دست خالی و بی توش اما پر توان و سختکوش در جبهه نبرد با نابودگران محیط زیست،بر پیمان خود استوار و با بذل جان شیرین و خون سرخ در این کارزار پاک،جاودانه شدند.همگان می دانند که نفس های محیط زیست ایران به شماره افتاده است.جنگل،رود،تالاب
،کوه،دشت،آب های زیرزمینی ،گونه های جانوری،خاک،هوا و دریا در سراشیبی انهدام است.نه اعتبارات دولتی جوابگوست و نه فرهنگ و بنیان های اخلاقی ما،نشانی از دغدغه و نگرانی برای پاسداشت و نجات محیط زیست دارد.دریغا که دریادلان و پاکباختگانی چون باجور،انگشت شمارند و تا زمانی که فرهنگ صیانت از محیط زیست و دلسوزی برای آب و خاک، در این سرزمین نهادینه نشود؛هیولای خونریز کمر به قتل و نابودی تمدن ایرانی بسته،روز به روز به سرزمین ما نزدیک تر خواهدشد.شاید غریو دلاورانه چهار مرد مریوان در کارزار با آتش بی رحم و خانمان سوز،ما را از خواب غفلت بیدار نماید.
مرگ پروانه های سوخته بال مریوان را به آب و خاک و هوا و مردم داغدار ایران تسلیت می گویم.

دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.