یادداشت – محمد مهدی کیخا: عدالت و مفهوم آن از دیرباز مورد توجه ملت ها و تمدن های بشری بوده است و پایه و اساس حکومت آنها بر مبنای عدل و عدالت اجتماعی بنا نهاده شده است.

اگر در چنین تمدن هایی دید عمیق تری داشته باشیم خواهیم فهمید که مقوله ی عدالت با تمام ساختار حکومتی رابطه نزدیکی دارد.

عدالت چنان مفهوم گسترده ای دارد که تفسیر آن به مشکلی انجام می پذیرد. مهم ترین و شاید ملموس ترین این مفهوم در رابطه با مردم است، یعنی عدالتی که از حکومت نشات می گیرد و برای مردم اجرا می شود.

نمونه بارز آن را می توان زمانی تصور کرد که حکومت بنیان های ایجاد عدالت را برپا می کند و این قضیه را از درون خود شروع می کند، بدین گونه که با عوامل عدم عدالت مقابله کرده و راه تعالی و پایداری خویش را هموار می کند.

با نگاهی به تاریخ خواهیم دید که حکومت هایی که نتوانسته اند چنین عملی را انجام دهند،به فراموشی سپرده شده اند و یا اینکه بی عدالتی آنها، نماد بارزشان شده است.پس ایجاد عدالت از اهم موضوعات برای یک حکومت و ملت است.

در زمینه ایجاد عدالت فقط حکومت نیست که چنین وظیفه ای برعهده دارد، بلکه ملت و مردم یک کشور نیز از این وظیفه مهم کنار گذاشته نشده اند، بدین صورت که همانگونه که ظالم گناهکار است، ستم دیده نیز مقصر است،ملت نباید ستم پذیر شود که مهم ترین وظیفه ی اوست.هر حکومتی که ظالم و ناعادل شود، به تبع آن مردم برنخواهند تابید و علیه او اقدام خواهند کرد که نمونه بارز آن را در انقلاب سال ۵۷ دیدیم.

آخرین نکته ای که باید عرض کرد در مورد این آیه از قرآن است که می فرماید خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه خودشان تغییر کنند، پس اگر ملتی بی عدالتی را پذیرفت، دیگر باید فاتحه آن را خواند.