وقتی پروژهای با عنوان «ملی» و «راهبردی» پس از سالها هنوز درگیر کارگاههای نیمهتعطیل، پیشرفت کند و هشدارهای پیاپی مسئولان است، دیگر نمیتوان همهچیز را به زمان و شرایط اجرایی گره زد. راهآهن کرمانشاه – اسلامآبادغرب امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخگویی شفاف پیمانکار و برخورد جدی با رکود مزمن پروژه است.
پروژه راهآهن کرمانشاه – خسروی قرار بود موتور محرک توسعه غرب کشور باشد؛ مسیری برای تجارت، ترانزیت، جابهجایی زائران و اتصال ایران به بازار عراق. اما آنچه امروز در قطعه کرمانشاه – اسلامآبادغرب دیده میشود، بیشتر به یک پروژه فرسایشی شباهت دارد تا یک طرح ملی در آستانه بهرهبرداری.
اظهارات اخیر معاون عمرانی استاندار کرمانشاه را باید جدیترین هشدار ماههای اخیر درباره وضعیت این پروژه دانست. وقتی مقام ارشد عمرانی استان رسماً اعلام میکند بخش عمدهای از کارگاهها نیمهفعال یا راکد هستند، یعنی وضعیت از مرحله نگرانی عبور کرده است.
سؤال اصلی افکار عمومی ساده است:
چگونه پروژهای با این سطح از اهمیت، با وجود تأمین منابع مالی و پیگیری مستمر استان، هنوز گرفتار چنین رکودی است؟
واقعیت این است که مردم دیگر با آمارهای کلی و درصدهای تکراری قانع نمیشوند. سالهاست اعدادِ پیشرفت پروژه اعلام میشود، اما آنچه در میدان دیده میشود، فاصله زیادی با وعدههای دادهشده دارد. پروژهای که باید نماد توسعه زیرساختی غرب کشور میبود، حالا خود به نمادی از کندی، فرسایش زمان و ضعف در مدیریت اجرایی تبدیل شده است.
در این میان، انتقاد استانداری از عملکرد پیمانکار را باید یک نقطه عطف دانست. اعلام رسمی نارضایتی، پایش هفتگی پروژه و ارسال گزارش مستقیم به وزارتخانه نشان میدهد که سطح نارضایتی از وضعیت موجود بالا رفته است. این همان مطالبهای است که افکار عمومی مدتهاست مطرح میکند: پروژه ملی، مدیریت ملی و پاسخگویی واقعی میخواهد.
راهآهن کرمانشاه فقط یک خط ریلی نیست؛ مسیر آینده اقتصادی استان است. استانی که سالهاست از ضعف زیرساختهای حملونقل آسیب دیده، نمیتواند بیش از این در انتظار تکمیل پروژهای بماند که بارها وعده افتتاح و شتاب گرفتن آن مطرح شده است.
اکنون زمان آن رسیده که پیمانکار پروژه بهجای توضیح و وعده، نتیجه ارائه کند. کارگاههای خاموش باید فعال شوند، زمانبندی دقیق باید منتشر شود و روند اجرا نیز شفاف در معرض دید مردم قرار گیرد.
در غیر این صورت، این نگرانی جدی وجود دارد که «راهآهن غرب» همچنان روی ریلِ وعدهها باقی بماند؛ نه روی ریلِ حرکت و توسعه.









دیدگاه