رسانه، چشم بیدار جامعه است؛ اما اگر این چشم بسته بماند، نخستین قربانی آن، مردم خواهند بود.
” شبکه زاگرس” ، که روزگاری یکی از موفقترین شبکههای استانی کشور و نماد رسانهای مطالبهگر در غرب ایران بود، امروز به رسانهای کمتحرک و گرفتار روزمرگی تبدیل شده است. رسانهای که باید هر روز مشکلات شهر و استان را فریاد بزند، اکنون بیش از آنکه مطالبهگر باشد، نظارهگر است.
وقتی رسانه محلی از رسالت ذاتی خود فاصله میگیرد، طبیعی است که بسیاری از مدیران شهری و استانی نیز خود را در حاشیه امن ببینند. پاسخگویی کمرنگ میشود، مطالبات مردم به فراموشی سپرده میشود و مشکلات، یکی پس از دیگری روی هم انباشته میشوند؛ بیآنکه کسی از مسئولان بپرسد: چرا؟
تلختر آنکه امروز مدیران توانمندی که روزی در صداوسیمای کرمانشاه پرورش یافتند، مدیریت برخی از مراکز مهم استانهای دیگر را بر عهده دارند؛ اما شبکه زاگرس از مدیرانی بهره میبرد که تاکنون نتوانستهاند آن پویایی و روح مطالبهگری را به این رسانه بازگردانند.
مسئله، بومی یا غیربومی بودن نیست؛ مسئله، کارنامه و میزان اثرگذاری است و مردم، نتیجه را در آنتن شبکه میبینند.
از سوی دیگر، خروج نیروهای خلاق و باتجربه و نبود برنامهای جدی برای جانشینپروری، این مرکز را با رکودی نگرانکننده روبهرو کرده است.
نتیجه روشن است؛ افت کیفیت، کاهش مخاطب و کوچ مردم به رسانههایی که حاضرند صدای آنان را بازتاب دهند.
حال انتظار میرود استاندار کرمانشاه، بهعنوان عالیترین مقام اجرایی دولت در استان، با پیگیری و صدور دستور لازم، بر ایفای نقش واقعی شبکه زاگرس در انعکاس مشکلات مردم و مطالبهگری مستمر از مدیران تأکید کند که بی شک توسعه بدون رسانهای مطالبهگر ممکن نیست.
کمترین انتظار این است که شبکه زاگرس بعنوان یک ظرفیت عظیم و مرجع رسانه ای استان، در خدمت مردمی باشد که صاحبان واقعی این رسانه هستند؛ مردمی که حق دارند صدایشان شنیده شود، دردشان دیده شود و مطالباتشان تا رسیدن به نتیجه پیگیری شود.
شبکه زاگرس هنوز میتواند به جایگاه پرافتخار گذشته بازگردد؛ اما این بازگشت، با سکوت، محافظهکاری و روزمرگی ممکن نیست.
رسانهای که صدای مردم نباشد، دیر یا زود، صدایش را مردم نخواهند شنید.









دیدگاه