چرا استانی با مرز، بازار و مزیتهای فراوان، همچنان صدرنشین بیکاری است؟
هر سال که گزارش نرخ بیکاری منتشر میشود، مردم کرمانشاه یک سؤال تکراری دارند:
باز هم اول شدیم؟
تلخترین بخش ماجرا همین است؛ اینکه صدرنشینی در یک جدول منفی، برای یک جامعه به یک انتظار تبدیل شود.
گزارش جدید مرکز آمار ایران میگوید نرخ بیکاری کرمانشاه در بهار امسال به ۱۱.۹ درصد رسیده؛ یعنی بالاتر از میانگین کشور و بالاتر از بهار سال گذشته.
اما پشت این عدد، فقط آمار بیکاری نیست؛ پشت آن، داستان هزاران جوانی است که تحصیل کردهاند، مهارت دارند، اما هنوز سهمشان از اقتصاد استان، انتظار و جستوجوست.
مسئله امروز کرمانشاه، فقط «نبود شغل» نیست.
مسئله این است که چرا اقتصادی با این همه ظرفیت، توان خلق شغل پایدار ندارد.
کرمانشاه؛ استانی که فقیر نیست
گاهی درباره کرمانشاه طوری صحبت میشود که گویی مشکل استان، کمبود امکانات است.
اما واقعیت چیز دیگری است.
کرمانشاه یکی از مهمترین مسیرهای ارتباطی ایران با عراق است؛ بازاری بزرگ در همسایگی خود دارد، مرزهای رسمی فعال، ظرفیت کشاورزی، گردشگری، صنایع معدنی، پتروشیمی و نیروی انسانی جوان در اختیار دارد.
پس سؤال روشن است:
چرا این همه ظرفیت، به رفاه و اشتغال تبدیل نشده است؟
پاسخ را باید در فاصله میان «داشتن مزیت» و «مدیریت مزیت» جستوجو کرد.
کشورها و مناطق توسعهیافته فقط به دلیل داشتن منابع رشد نکردهاند؛ آنها یاد گرفتهاند منابع را به زنجیره تولید ثروت تبدیل کنند.
کرمانشاه هنوز در این مرحله با چالش جدی روبهروست.
مشکل مرز نیست؛ مدل استفاده از مرز است
سالهاست از ظرفیت مرزهای کرمانشاه سخن گفته میشود.
از صادرات.
از تجارت.
از نزدیکی به عراق.
اما یک سؤال مهم کمتر مطرح شده است:
چقدر از این تجارت، در خود استان ارزش افزوده ایجاد میکند؟
مرز زمانی موتور توسعه است که در کنار آن کارخانه، صنایع فرآوری، شرکتهای صادراتی، مراکز لجستیک، خدمات مالی و زنجیرههای اقتصادی شکل بگیرد.
در غیر این صورت، استان فقط مسیر عبور کالا خواهد بود.
کامیونها عبور میکنند، اما فرصتهای شغلی عبور میکنند.
ثروت حرکت میکند، اما در استان ماندگار نمیشود.
این همان نقطهای است که باید نگاه سیاستگذاران تغییر کند.
چرا با وجود پروژهها، نتیجه تغییر نکرده است؟
در سالهای گذشته، بارها خبر افتتاح پروژهها، پرداخت تسهیلات و ایجاد فرصتهای شغلی منتشر شده است.
اما یک سؤال منطقی وجود دارد:
اگر این سیاستها موفق بودهاند، چرا نرخ بیکاری همچنان در سطح نگرانکننده باقی مانده است؟
مشکل این نیست که هیچ اقدامی انجام نشده است.
مشکل این است که اقدامات انجامشده، هنوز نتوانستهاند اقتصاد استان را از یک چرخه قدیمی خارج کنند.
اقتصادی که بیش از حد به منابع دولتی وابسته است، بهسختی میتواند اشتغال پایدار بسازد.
اشتغال واقعی زمانی شکل میگیرد که بخش خصوصی احساس امنیت کند، سرمایهگذار بماند، تولید رقابتپذیر شود و بازار وجود داشته باشد.
کرمانشاه به جای آمار، به نتیجه نیاز دارد
امروز مردم دیگر فقط تعداد پروژههای افتتاحشده را نمیخواهند بدانند.
آنها میپرسند:
چند جوان کرمانشاهی بعد از پایان دانشگاه توانستهاند در استان خود شغل مناسب پیدا کنند؟
چند کارخانهای که افتتاح شد، امروز با ظرفیت واقعی کار میکند؟
چند سرمایهگذار پس از ورود به استان، تصمیم گرفته ماندگار شود؟
چند شغل ایجادشده، یک سال، سه سال و پنج سال بعد همچنان پابرجا مانده است؟
اینها معیارهای واقعی توسعهاند.
نسخه خروج از چرخه بیکاری
راهحل کرمانشاه، یک تصمیم ساده اما سخت است:
تغییر نگاه از «پروژهمحوری» به «اقتصادمحوری».
یعنی:
-
تبدیل مرز به زنجیره تولید و صادرات، نه فقط محل عبور کالا.
-
حمایت از سرمایهگذار واقعی که تولید و اشتغال پایدار ایجاد میکند.
-
احیای واحدهای صنعتی نیمهفعال به جای تمرکز صرف بر افتتاحهای جدید.
-
پیوند واقعی دانشگاه با صنعت.
-
شفاف شدن عملکرد دستگاهها در حوزه اشتغال.
مدیری که مسئول اقتصاد استان است، باید با یک سؤال سنجیده شود:
در پایان دوره مسئولیت او، چند شغل پایدار ایجاد شده است؟
نه چند جلسه برگزار شده.
نه چند تفاهمنامه امضا شده.
نه چند خبر منتشر شده است.
حرف آخر
کرمانشاه قربانی جغرافیا نیست.
اتفاقاً جغرافیا، بزرگترین فرصت این استان است.
مسئله اینجاست که سالهاست از ظرفیتهای کرمانشاه سخن گفتهایم، اما کمتر درباره تبدیل این ظرفیتها به ثروت و اشتغال پایدار عمل کردهایم.
بیکاری امروز کرمانشاه، نتیجه نبود فرصت نیست؛ نتیجه فاصله میان فرصت و تصمیم است.
مردم این استان دیگر منتظر شنیدن وعدههای تازه نیستند.
آنها فقط میخواهند پاسخ یک سؤال روشن را ببینند:
چرا استانی که میتواند یکی از دروازههای اقتصادی ایران باشد، هنوز در جدول بیکاری صدرنشین است؟









دیدگاه