یکی از بزرگترین چالشهای پیش روی ساختارهای نظارتی در شهرها، خروج از مدار اصلی وظیفه قانونی خود است. شورای شهر، بهعنوان نهاد منتخب مردم، وظیفه اصلیاش نظارت بر عملکرد شهرداری و شفافیت در اجرای بودجه است. اما در بسیاری از موارد، مشاهده میشود که این نهاد به جای تمرکز بر نظارت عالیه، درگیر جزئیات اجرایی شده یا اینکه فضای گفتگو در آن به سمت دو قطبیسازیهای غیرضروری گرایش پیدا میکند.
این ورود به جزئیات اجرایی، یک پارادوکس ایجاد میکند: از یک سو، شهرداری فرصت نمییابد تا بر اساس یک برنامه منسجم و بلندمدت عمل کند، زیرا مدام باید پاسخگوی حواشی و مصوبات موردی باشد. از سوی دیگر، اعتماد عمومی نسبت به توانایی شورا در رصد کلانشهر کاهش مییابد، زیرا مردم نتیجهٔ ملموسی از نظارت محوری نمیبینند.
نقد بر شورا، زمانی سازنده است که مبتنی بر آگاهی از فرآیندهای شهرسازی و ترافیک باشد، نه صرفاً بر اساس دیدگاههای شخصی. اعضای شورا باید از سطح دخالت در انتصابات مدیریتی فاصله بگیرند و قدرت واقعی خود را در مطالبهگریِ کارنامهٔ عملکردی و انطباق آن با حقوق شهروندی به کار گیرند.
شهر برای حرکت به جلو، نیاز به یک وحدت رویهٔ قانونی دارد؛ سیستمی که در آن، شورا نقش ناظر دقیق و هدفمند را ایفا کند و شهرداری با تکیه بر تخصص و ثبات، برنامهٔ خود را پیش ببرد. تبدیل فضای شورا به عرصهای برای زد و خورد سیاسی، بزرگترین آفت توسعه شهری و تضعیف حقوق شهروندان است.
یک عضو شورای شهرِ کارآمد، چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
انتخابات شوراها اغلب با وعدههای بزرگ و احساسی همراه است، اما هنگامی که زمان عمل فرا میرسد، شهروندان به دنبال مدیرانی هستند که بتوانند به صورت مستمر و تخصصی گرههای ترافیکی، شهرسازی و خدماتی را باز کنند. یک عضو شایسته شورای شهر، فراتر از سخنوری، باید دارای مجموعهای از صلاحیتهای فنی و اخلاقی باشد که برای مدیریت پیچیده شهری ضروری است:
۱. تجربهٔ عملیاتی و تسلط بر حوزه:
عضو ایدهآل کسی است که شناخت عمیقی از ساختارهای اجرایی شهر، از ترافیک تا منابع انسانی و فنی داشته باشد. ۲۰ سال حضور در ردههای مختلف مدیریتی یک سازمان شهری، میتواند او را به مرجعی تبدیل کند که نقدش بر عملکرد شهرداری مبتنی بر دانش واقعی است، نه صرفاً تحلیلهای روزنامهای.
۲. روحیهٔ مطالبهگری تخصصی:
مطالبهگری باید دقیق باشد. این یعنی نقد بر اساس قوانین و آییننامهها (مانند ماده ۵۵ قانون شهرداریها) و پیگیری عملکرد در کمیسیونهای حساس مانند معاملات و مناقصات. عضوی که با جزئیات قوانین دست و پنجه نرم کرده باشد، ابزار لازم برای دفاع از بیتالمال را دارد.
۳. صداقت و پرهیز از حاشیه:
شهروندان از مدیری که درگیر جناحبندیهای موقت شود، رویگردان میشوند. یک عضو موفق باید پیگیر باشد، اما صادق و بیحاشیه. تعهد او باید تنها به شهر و مردم باشد، نه به بازیهای سیاسی موقت.
۴. نگاه وحدتبخش:
جامعه شهری متشکل از اقشار مختلف (پیشکسوتان، جوانان، اصناف و عشایر) است. عضو توانمند کسی است که نه تنها نمایندهٔ یک بخش، بلکه نماد اتحاد رویه و پل ارتباطی میان همه گروههای مرجع شهری باشد.
در نهایت، شهر به کسی نیاز دارد که نه تنها بداند مشکل کجاست، بلکه ابزار اجرایی و تجربهٔ قبلی برای حل آن را هم داشته باشد.









دیدگاه