بعضی شهرها را با گذشتهشان میشناسند؛ بعضی را با امروزشان و معدودی را با آیندهای که هنوز نرسیده است. کرمانشاه، هر سه را با هم دارد؛ شهری که تاریخ را در دل سنگهای بیستون و طاقبستان روایت میکند، امروز را با فراز و فرودهای توسعه زندگی میکند و همچنان چشم به فردایی دوخته که سالهاست وعدهاش را میشنود.
پنجم مرداد، اگر فقط به تبریک و ستایش ختم شود، حق این شهر ادا نشده است. روز ملی کرمانشاه، بیش از آنکه جشن گذشته باشد، باید فرصتی برای بازخوانی امروز و بازتعریف فردا باشد.
کرمانشاه، شهری با مزیتهای کمنظیر است؛ از موقعیت راهبردی دروازه غرب کشور گرفته تا مرزهای فعال، ظرفیتهای گردشگری، کشاورزی، صنعت، فرهنگ و سرمایه انسانی. اما واقعیت این است که فاصله میان «توانستن» و «شدن»، هنوز فاصلهای جدی است. سالهاست از ظرفیتها سخن میگوییم، اما مردم بیش از ظرفیت، نتیجه میخواهند؛ بیش از وعده، اقدام و بیش از آمار، اثر آن را در زندگی روزمره خود جستوجو میکنند.
با این همه، کرمانشاه هیچگاه شهر تسلیم شدن نبوده است. از روزهای سخت جنگ تا زلزله و تنگناهای اقتصادی، هر بار دوباره برخاسته و ایستاده است. این سرمایه اجتماعی، بزرگترین دارایی استان است؛ سرمایهای که اگر با مدیریت کارآمد، تصمیمهای شجاعانه و نگاه توسعهمحور همراه شود، میتواند کرمانشاه را به جایگاهی برساند که سالها شایسته آن بوده است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، کرمانشاه به همدلی نیاز دارد؛ نه همدلی برای نادیده گرفتن کاستیها، بلکه برای تبدیل مطالبه به حرکت و نقد به راهحل. رسانه، دانشگاه، بخش خصوصی، مدیران و شهروندان، همه در این مسیر سهم دارند.
روز ملی کرمانشاه، روز تکرار افتخارات گذشته نیست؛ روز یادآوری مسئولیت ما در قبال آینده این شهر است. آیندهای که اگر قرار است متفاوت باشد، از امروز آغاز میشود؛ از تصمیمهایی که گرفته میشود، از فرصتهایی که از دست نمیروند و از امیدی که نباید به یک شعار مناسبتی تبدیل شود.
کرمانشاه، بیش از آنکه سزاوار تبریک باشد، شایسته ساختن است.









دیدگاه