یک سؤال ساده، اما بسیار جدی: اگر آب باینگان سالم است، پس مردم دقیقاً از چه چیزی مسموم شدهاند؟
این پرسش امروز دیگر یک سؤال رسانهای صرف نیست؛ یک مطالبه عمومی است.
ماجرا از جایی آغاز شد که شماری از مردم باینگان با علائم گوارشی از جمله اسهال و استفراغ به مراکز درمانی مراجعه کردند. ابتدا نگاهها به آب شرب رفت. آبفا اعلام کرد آزمایشهای میکروبی، شیمیایی و کلر باقیمانده انجام شده و آلودگی مشاهده نشده است.
اما بعد، مدیر شبکه بهداشت و درمان پاوه گفت آب همچنان متهم اول است؛ آلودگی باکتریایی تأیید نشده، اما بررسی احتمال آلودگی ویروسی ادامه دارد.
و حالا استاندار شخصاً به باینگان رفته، دستور بررسی دقیق منشأ حادثه را داده و بر تأمین فوری آب سالم تأکید کرده است.
حتی مهمتر از اینها، مخزن آب باینگان از مدار خارج شده تا بررسیهای تکمیلی انجام شود.
پس پرونده هنوز بسته نشده است.
کلر؛ محافظ آب یا مظنون جدید؟
در میان روایتهایی که این روزها درباره باینگان مطرح میشود، یک احتمال نیز باید با دقت علمی بررسی شود:
آیا ممکن است مسئله از کلرزنی نامناسب بوده باشد؟
این سؤال به معنای متهم کردن آبفا نیست.
کلر اساساً برای کشتن میکروبهای بیماریزا به آب آشامیدنی اضافه میشود و وجود مقدار مناسب کلر باقیمانده، یکی از ابزارهای مهم حفظ ایمنی آب در شبکه است. CDC نیز تأکید میکند که سطوح معمول و کنترلشده کلر و کلرامین در آب آشامیدنی برای گندزدایی استفاده میشوند و در محدودههای ایمن، عامل بیماری محسوب نمیشوند.
بنابراین این گزاره که:
«آب کلر داشته، پس مردم به خاطر کلر مسموم شدهاند»
از نظر علمی قابل قبول نیست.
اما گزاره مقابل هم باید بررسی شود:
آیا میزان کلر باقیمانده در همان روز حادثه، در همان مخزن و در نقاط مختلف شبکه، دقیقاً در محدوده استاندارد بوده است؟
این سؤال کاملاً مشروع است.
چون «کلر وجود داشته» با «میزان کلر مناسب بوده» یکی نیست.
یک تجربه قدیمی که ارزش بررسی دارد، نه ارزش اثبات
در گفتوگوهایی که با افراد باتجربه در حوزه بهداشت و آب داشتهایم، تجربههایی از حوادث مشابه مطرح شده؛ از جمله مواردی که افزایش نامناسب کلرزنی، احتمالاً موجب بروز علائم گوارشی شده است.
همچنین تجربههایی از سالهای جنگ درباره مخازن ذخیره آب وجود دارد که در آنها بعداً احتمال ورود آلودگی حیوانی به مخزن مطرح شده بود.
اما این تجربیات را نباید بهعنوان دلیل مسمومیت باینگان منتشر کرد.
ارزش آنها در چیز دیگری است:
یادمان میاندازند که فقط نباید آبِ خروجی منبع را آزمایش کنیم؛ باید کل مسیر آب تا لیوان مردم را ببینیم.
منبع آب، مخزن، کلرزنی، خطوط انتقال، شبکه توزیع و حتی وضعیت فیزیکی مخزن، همگی بخشی از زنجیره ایمنی آب هستند.
حالا یک سؤال کلیدیتر:
آزمایش آب دقیقاً از کجا گرفته شده است؟
این شاید یکی از مهمترین پرسشهای پرونده باشد.
اگر نمونه آب از منبع اصلی گرفته شده و سالم بوده، آیا از مخزن هم نمونهبرداری شده؟
اگر مخزن سالم بوده، آیا از خطوط انتقال نمونه گرفته شده؟
اگر خطوط سالم بودهاند، آیا نمونهای از نقاط انتهایی شبکه و محل مصرف مردم گرفته شده است؟
و از همه مهمتر:
آیا نمونهای از همان آبی که مردم در روز حادثه مصرف کردهاند، در دسترس است؟
چون آب سالم در منبع، لزوماً به معنای آن نیست که در تمام مسیر تا شیر خانه نیز دقیقاً همان وضعیت را داشته است.
این دقیقاً همان جایی است که خروج مخزن از مدار برای بررسیهای تکمیلی اهمیت پیدا میکند.
*اما یک تناقض دیگر هم باید روشن شود
اگر آب هیچ مشکلی نداشته، چرا مردم با استفاده از منابع جایگزین آب، کاهش موارد مسمومیت را تجربه کردهاند؟
این موضوع بهتنهایی اثبات نمیکند که آب عامل بیماری بوده است.
اما یک سرنخ اپیدمیولوژیک مهم است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
از سوی دیگر، اگر آب عامل اصلی بوده، چرا آزمایشهای باکتریایی منفی است؟
اینجاست که بررسی ویروسی، بررسی مخزن، بررسی شبکه و حتی بررسی سایر منابع مشترک مصرف مردم اهمیت پیدا میکند.
شاید متهم اصلی «آب» نباشد؛ شاید «مسیر آب» باشد
این احتمال باید جدی گرفته شود.
ممکن است مشکل در خود منبع نباشد.
ممکن است در:
مخزن؛
فرایند گندزدایی؛
خط انتقال؛
شبکه توزیع؛
یا یک نقطه مشخص در مسیر رخ داده باشد.
به همین دلیل، پاسخ دادن به سؤال «آیا آب باینگان سالم است؟» بدون مشخص کردن کدام آب، در کدام نقطه، در چه زمانی و با چه میزان کلر باقیمانده، پاسخ کاملی نیست.
یک مطالبه ساده از آبفا و دانشگاه علوم پزشکی
مردم باینگان حق دارند بدانند:
۱. میزان کلر باقیمانده آب در روز حادثه دقیقاً چقدر بوده است؟
۲. این اندازهگیری در چند نقطه انجام شده است؟
۳. آیا از خود مخزن آب نیز نمونهبرداری شده است؟
۴. وضعیت بهداشتی و فیزیکی مخزن چگونه بوده است؟
۵. آزمایشهای ویروسی دقیقاً برای چه عوامل بیماریزایی انجام میشود؟
۶. آیا نمونهبرداری از شبکه توزیع و نقاط انتهایی شبکه نیز انجام شده است؟
۷. آیا عامل غذایی یا سایر منابع مشترک مصرف مردم نیز همزمان بررسی شدهاند؟
اینها پرسشهای اتهامی نیستند.
اینها حداقل پرسشهایی هستند که در یک بحران سلامت عمومی باید پاسخ داده شوند.
و یک نکته بسیار مهم درباره «کلر»
نباید در فضای رسانهای گرفتار دو افراط شویم.
یک طرف بگوید:
«کلر داشته، پس آب سالم بوده.»
طرف دیگر بگوید:
«کلر زیاد بوده، پس مردم با کلر مسموم شدهاند.»
هر دو، بدون عدد و آزمایش، نتیجهگیری زودهنگام هستند.
کلر برای ایمنی آب ضروری است؛ اما مقدار آن، زمان اندازهگیری، نقطه نمونهبرداری و شرایط شبکه اهمیت دارد.
*باینگان به «روایت» نیاز ندارد؛ به «پاسخ» نیاز دارد
امروز مردم باینگان میان چند روایت قرار گرفتهاند:
آبفا میگوید آزمایشهای انجامشده آلودگی را نشان نداده است.
بهداشت میگوید آب همچنان متهم اول است و بررسی ویروسی ادامه دارد.
استاندار میگوید منشأ حادثه باید دقیقاً مشخص شود و آب سالم فوراً در اختیار مردم قرار گیرد.
و حالا مخزن نیز از مدار خارج شده و در حال بررسی است.
اینها الزاماً تناقض نیستند؛ ممکن است هرکدام بخشی از یک زنجیره بررسی باشند.
اما تا وقتی علت نهایی مشخص نشده، هیچ دستگاهی نباید پرونده را تمامشده تلقی کند.
نه با یک آزمایش منفی باکتریایی.
نه با اعلام وجود کلر.
نه با یک نمونه سالم از منبع.
و نه حتی با منفی شدن آزمایش ویروسی.
چون وقتی تعداد قابل توجهی از مردم در یک محدوده جغرافیایی تقریباً همزمان با علائم مشابه به مراکز درمانی مراجعه میکنند، سؤال اصلی این نیست که «چه چیزی را میتوانیم رد کنیم؟»
سؤال اصلی این است:
«چه عامل مشترکی آنها را بیمار کرده است؟»
و این پاسخ باید با آزمایش، نمونهبرداری، بررسی اپیدمیولوژیک و شفافیت کامل به دست بیاید.
تا آن روز، آب نه «مجرم قطعی» است و نه «تبرئهشده».
آب باینگان هنوز یک پرونده باز است؛
و مردم حق دارند نتیجه نهایی این پرونده را بدانند.
طلوع کرمانشاه | رسانه مردم







دیدگاه