دوشنبه, ۶ مهر , ۱۴۰۵ Monday, 28 September , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 24248 تعداد نوشته های امروز : 0×
کرمانشاه جاذبه کم ندارد؛مقصد کم دارد/برای اینکه گردشگر بماند، چه ساخته‌ایم؟!
05 مهر 1405 - 14:25
شناسه : 304310
♥1
از پنجره طلوع؛ طلوع‌‌کرمانشاه : گزارش ویژه «طلوع» از شکاف میان داشته‌های گردشگری و زیرساخت‌های یک کلانشهر؛ از ورودی‌های شهر و شهربازی تا سینما، پارک بانوان، اقتصاد شب و خدمات جاذبه‌های طبیعی
نویسنده : پریا امیری پریان منبع : اختصاصی طلوع کرمانشاه
پ
پ

کرمانشاه را نمی‌توان با چند نام مشهور خلاصه کرد. این استان بیش از ۴۲۰۰ اثر ثبت‌شده ملی و سه اثر جهانی دارد و در کنار میراث تاریخی، مجموعه‌ای گسترده از جاذبه‌های طبیعی، فرهنگی، روستایی، خوراک و صنایع‌دستی را در خود جای داده است.

اما مسئله گردشگری کرمانشاه امروز دیگر اثبات «جاذبه‌دار بودن» استان نیست؛ این واقعیت سال‌هاست روشن است. پرسش جدی‌تر این است که چرا این همه ظرفیت هنوز به اندازه توان واقعی خود، گردشگر را به ماندن، خرج کردن و بازگشت دوباره ترغیب نمی‌کند؟

پاسخ را باید در فاصله‌ای جست‌وجو کرد که میان جاذبه و مقصد، بازدید و اقامت، طبیعت و خدمات، میراث و اقتصاد ایجاد شده است.

هفته گردشگری ۵ تا ۱۱ مهر، اگر قرار باشد فراتر از یک مناسبت تقویمی باشد، بهترین زمان برای طرح همین سؤال است:

کرمانشاه برای گردشگر چه چیزی کم دارد؟

ورودی شهر؛ اولین ویترین گردشگری

گردشگر هنوز به نخستین اثر تاریخی نرسیده، اما قضاوتش درباره شهر آغاز شده است.

ورودی‌های شهر، نخستین قاب کرمانشاه برای مسافری است که از جاده وارد می‌شود. در سال‌های گذشته حتی جمع‌آوری حدود ۷۰۰ سرویس نخاله ساختمانی از ورودی‌های شهر در دستور کار قرار گرفته و خود مسئولان نیز از تداوم این معضل و لزوم همکاری چند دستگاه برای حل آن سخن گفته‌اند.

این یعنی مسئله ورودی شهر را نمی‌توان فقط «زیباسازی» دانست.

ورودی شهر، بخشی از محصول گردشگری است.

ساماندهی منظر، کنترل رهاسازی نخاله، تابلوهای خوانا، فضای سبز، نورپردازی، پاکیزگی، دسترسی و نشانه‌های هویتی باید در کنار هم دیده شوند.

و این مسئولیت نیز محدود به یک دستگاه نیست؛ از مدیریت شهری و دستگاه‌های خدماتی تا راهداری، دستگاه‌های نظارتی، فعالان ساخت‌وساز و خود شهروندان، هرکدام در کیفیت این ویترین سهم دارند.

 

کلانشهر بدون تفریح کافی؛ گردشگر قرار است چه کند؟

یک مقصد گردشگری فقط با «جاهای دیدنی» زنده نمی‌ماند.

خانواده‌ای که وارد یک کلانشهر می‌شود، علاوه بر جاذبه تاریخی و طبیعی، تفریح، سرگرمی، خرید، فرهنگ و تجربه شهری می‌خواهد.

شهربازی استاندارد و فعال، مجموعه‌های تفریحی خانوادگی، فضاهای فرهنگی، سینما و رویدادهای شهری، اجزای فرعی گردشگری نیستند؛ بخشی از زنجیره‌ای هستند که گردشگر را چند ساعت یا حتی یک روز بیشتر در مقصد نگه می‌دارند.

کرمانشاه سال‌هاست با مسئله نبود یک شهربازی استاندارد و فعال روبه‌روست و این خلأ را نمی‌توان با چند فضای تفریحی پراکنده جبران کرد.

کلانشهر گردشگرپذیر باید برای کودک، نوجوان، جوان، خانواده و سالمند، انتخاب داشته باشد.

 

۹۴۴ صندلی برای شهری با حدود یک میلیون نفر جمعیت!

نمونه روشن دیگری از این شکاف، سینماست.

بر اساس اظهارات مدیر امور سینمایی حوزه هنری کرمانشاه در شهریور امسال، شهر کرمانشاه در حال حاضر سه سینما با مجموع ۹۴۴ صندلی دارد؛ در حالی که بر اساس شاخص اعلام‌شده از سوی این مسئول، نیاز شهر حدود پنج هزار صندلی برآورد می‌شود؛ یعنی حدود چهار هزار صندلی کمبود وجود دارد.

این فقط یک آمار فرهنگی نیست.

گردشگر برای ماندن در شهر به اقتصاد شب نیاز دارد؛ سینما، تئاتر، موسیقی، غذا، بازار، رویداد، پیاده‌راه، برنامه‌های فرهنگی و تفریح خانوادگی.

شهری که ساعت فعالیت گردشگری‌اش با غروب آفتاب تمام شود، بخش مهمی از ظرفیت اقامت و هزینه‌کرد گردشگر را از دست می‌دهد.

گردشگری کرمانشاه به شب هم نیاز دارد.

 

پارک بانوان؛ پروژه‌ای که باید قابل استفاده باشد

در یک کلانشهر، فضای تفریحی ویژه بانوان یک مطالبه تجملی نیست.

اما صرف وجود عنوان «پارک بانوان» نمی‌تواند به معنای تأمین این نیاز باشد. اگر فضایی عملاً مورد استفاده قرار نگیرد یا از امکانات، امنیت، نگهداری، برنامه و جذابیت لازم برخوردار نباشد، در عمل پاسخگوی نیاز بانوان نیست.

زیرساخت گردشگری و تفریحی زمانی معنا دارد که مردم از آن استفاده کنند، نه اینکه فقط در فهرست پروژه‌ها وجود داشته باشد.

کرمانشاه به فضاهای تفریحی واقعی، فعال و قابل استفاده برای بانوان نیاز دارد؛ فضاهایی که ورزش، فراغت، رویداد، خدمات و نشاط اجتماعی را در یک محیط مناسب جمع کنند.

 

سراب‌ها و تالاب‌ها؛ طبیعتی که بدون خدمت، پول‌ساز نمی‌شود

کرمانشاه فقط شهر بناهای تاریخی نیست.

سراب‌ها، تالاب‌ها، غارها، کوهستان‌ها و چشم‌اندازهای طبیعی استان، ظرفیت عظیمی برای گردشگری دارند. حتی اداره‌کل میراث فرهنگی در تابستان امسال از برنامه تبدیل ۱۵ سراب به مقصد گردشگری سخن گفته و اعلام کرده در حدود ۱۰ سراب طی سال‌های گذشته زیرساخت‌هایی مانند راه دسترسی، روشنایی، آب شرب و محوطه‌سازی ایجاد شده است.

اما در مقصد طبیعی، زیرساخت باید با نگهداری مستمر همراه باشد.

سرویس بهداشتی تمیز، سطل و جمع‌آوری پسماند، آب آشامیدنی، پارکینگ، مسیر دسترسی، تابلوهای راهنما، فضای استراحت و تمهیدات ایمنی، خدمات لوکس نیستند؛ حداقل‌های میزبانی‌اند.

و گاهی حتی یک سرویس بهداشتی مناسب، بیشتر از یک سازه پرهزینه می‌تواند رضایت گردشگر را بالا ببرد.

در نقاطی که فعالیت‌های آبی وجود دارد نیز تجهیزات ایمنی متناسب، از جمله حضور نیروهای آموزش‌دیده در صورت نیاز، باید بخشی از طراحی مقصد باشد.

 

قوری‌قلعه؛ وقتی جاذبه بزرگ، زنجیره خدمات کوچک دارد

قوری‌قلعه یکی از مثال‌هایی است که نشان می‌دهد داشتن جاذبه با بهره‌برداری کامل از ظرفیت آن دو چیز متفاوت است.

این غار سال‌هاست با مسئله توسعه زیرساخت و اختلاف میان دستگاه‌های مرتبط مواجه بوده و گزارش‌های پیشین «طلوع» نیز از کاهش بازدید و بلاتکلیفی توسعه این مجموعه خبر داده‌اند.

حتی در شهریور امسال نیز مزایده‌ای برای اجاره زمین بازی در مجموعه قوری‌قلعه منتشر شده است؛ نشانه‌ای از اینکه مجموعه هنوز ظرفیت‌هایی برای فعال‌سازی و تکمیل زنجیره خدمات خود دارد.

سؤال اینجاست:

چرا یک جاذبه طبیعی شناخته‌شده نباید بتواند گردشگر را برای چند ساعت بیشتر نگه دارد و برای جامعه محلی درآمد ایجاد کند؟

 

دربند صحنه؛ نمونه‌ای از مسیری که باید جدی‌تر دنبال شود

در مقابل، برخی ظرفیت‌ها نشان می‌دهند که امکان عبور از «تماشا» به «تجربه» وجود دارد.

برای دربند صحنه، طرح‌هایی مانند پل معلق، زیپ‌لاین، بانجی‌جامپینگ، بالن‌سواری و رستوران گردان با مشارکت بخش خصوصی مطرح شده است.

همزمان، عرضه و فروش صنایع‌دستی در همین تفرجگاه نیز تجربه‌ای از اتصال گردشگر به اقتصاد محلی بوده است.

این دقیقاً همان مسیری است که گردشگری کرمانشاه به آن نیاز دارد:

جاذبه → تجربه → خدمات → خرید → اقامت → اشتغال

نه اینکه گردشگر بیاید، عکس بگیرد و برود.

 

میراث را فقط مرمت نکنیم؛ تجربه آن را هم حفظ کنیم

میراث فرهنگی فقط خود سنگ، کتیبه، طاق و بنا نیست.

محیط پیرامونی، منظر، تابلوها، تبلیغات، کاربری‌های تجاری، پاکیزگی، دسترسی، پارکینگ، امنیت و کیفیت فضای عمومی اطراف یک اثر تاریخی، همگی بخشی از تجربه گردشگر هستند.

طاق‌بستان، بیستون، تکایا و دیگر آثار تاریخی کرمانشاه اگر قرار است موتور گردشگری باشند، باید در قالب یک محصول کامل دیده شوند.

گردشگر نباید فقط بلیت بخرد و یک اثر را ببیند؛ باید بتواند داستان آن را بشنود، راهنمای محلی داشته باشد، غذای محلی تجربه کند، صنایع‌دستی بخرد، در فضای پیرامونی آن وقت بگذراند و برای ادامه سفرش مسیر مشخصی داشته باشد.

 

گردشگری یعنی شغل؛ اگر زنجیره‌اش را بسازیم

وقتی از گردشگری صحبت می‌کنیم، نباید فقط به هتل و آژانس فکر کنیم.

گردشگری می‌تواند برای راهنمای محلی، راننده، اقامتگاه، رستوران، تولیدکننده صنایع‌دستی، فروشنده محصولات بومی، عکاس، تولیدکننده محتوا، برگزارکننده رویداد، تورهای طبیعت‌گردی و ده‌ها فعالیت دیگر بازار ایجاد کند.

این ظرفیت در کرمانشاه جدی است؛ برای نمونه، در نیمه نخست سال ۱۴۰۵، تحقق اشتغال صنایع‌دستی استان به ۱۷۱۷ نفر رسیده و هدف سالانه ۲۲۰۰ نفر اعلام شده است.

از سوی دیگر، در سال جاری شش طرح سرمایه‌گذاری گردشگری با حجم نزدیک به ۱۹۰۰ میلیارد ریال برای بررسی و صدور موافقت اصولی مطرح شده که برای آنها ۹۸ فرصت شغلی پیش‌بینی شده است.

پس گردشگری فقط «بروشور و جشنواره» نیست؛ یک زنجیره اقتصادی است.

 

بایدها و نبایدهای گردشگری کرمانشاه

یک کلانشهر گردشگرپذیر باید:

باید ورودی‌هایش را به ویترین شهر تبدیل کند؛
باید خدمات عمومی و سرویس‌های بهداشتی جاذبه‌ها را جدی بگیرد؛
باید شهربازی و تفریحات خانوادگی استاندارد داشته باشد؛
باید برای سینما، تئاتر، موسیقی و اقتصاد شب برنامه داشته باشد؛
باید فضاهای تفریحی واقعی و قابل استفاده برای بانوان فراهم کند؛
باید طبیعت را با خدمات مناسب اما بدون تخریب توسعه دهد؛
باید سرمایه‌گذار گردشگری را از پیچیدگی‌های فرسایشی نجات دهد؛
باید جامعه محلی را در درآمد گردشگری شریک کند؛
باید برای افزایش مدت اقامت گردشگر برنامه داشته باشد؛
باید میان میراث فرهنگی، محیط زیست، مدیریت شهری، حمل‌ونقل، بخش خصوصی و جوامع محلی یک زنجیره هماهنگ ایجاد کند.

و نباید:

نباید گردشگری را با تکرار نام چند جاذبه تمام‌شده تلقی کرد؛
نباید پروژه‌ای را فقط به دلیل افتتاح‌شدن، موفق دانست؛
نباید طبیعت را قربانی ساخت‌وساز به نام گردشگری کرد؛
نباید اثر تاریخی را از محیط پیرامونش جدا دید؛
نباید گردشگر را فقط برای یک بازدید چندساعته وارد استان کرد؛
نباید آمار ورود گردشگر را بدون توجه به مدت اقامت و میزان هزینه‌کرد او معیار موفقیت قرار داد.

 

مسئله کرمانشاه، «نداشتن» نیست؛ «نتوانستنِ تبدیل» است

کرمانشاه از جاذبه فقیر نیست؛ اتفاقاً مسئله دقیقاً برعکس است.

استانی با این حجم از میراث تاریخی و طبیعی، اگر هنوز برای افزایش ماندگاری گردشگر، تفریحات خانوادگی، اقتصاد شب، خدمات عمومی و پیوند جاذبه با کسب‌وکارهای محلی مسئله دارد، باید نگاه خود به گردشگری را تغییر دهد.

جاذبه، نقطه شروع است؛ مقصد، محصول نهایی.

گردشگر برای دیدن می‌آید؛
برای تجربه می‌ماند؛
برای خدمات هزینه می‌کند؛
و اگر تجربه خوبی داشته باشد، دوباره برمی‌گردد.

بنابراین در هفته گردشگری، شاید مهم‌ترین سؤال برای کرمانشاه این نباشد که «چه جاذبه‌ای داریم؟»

سؤال سخت‌تر این است:

برای اینکه گردشگر بماند، چه ساخته‌ایم؟

و پاسخ به همین سؤال است که مشخص می‌کند کرمانشاه فقط استانی پر از جاذبه است یا واقعاً می‌تواند یک مقصد گردشگری ماندگار باشد.

دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.