گزارش «طلوع» از بحران اقتصادی رسانههای مکتوب؛ افزایش هزینه چاپ، گرانی مواد اولیه، دشواری تأمین آگهی و مطالبات معوق، نفس مطبوعات استان را به شماره انداخته است؛ بحرانی که ادامه آن میتواند به توقف انتشار یا تعدیل نیرو در برخی نشریات منجر شود.
مطبوعات کرمانشاه در شرایطی با افزایش هزینههای چاپ، کاغذ و سایر ملزومات انتشار دستوپنجه نرم میکنند که بخش مهمی از درآمد آنها از محل آگهیهای دولتی و خصوصی تأمین میشود؛ درآمدی که وقتی با تأخیر طولانی پرداخت شود، از یک منبع درآمد به یک مطالبه معوق و در نهایت به یک گره جدی برای ادامه فعالیت رسانه تبدیل میشود.
اکنون مسئله فقط گرانتر شدن چاپ یک روزنامه یا هفتهنامه نیست؛ مسئله، فاصلهای است که میان هزینههای جاری رسانه و درآمدهای وصولنشده ایجاد شده است. در چنین شرایطی، هر نشریه برای ادامه انتشار باید هزینه چاپ، دستمزد و سایر هزینههای جاری را امروز بپردازد، اما بخشی از مطالبات خود را ماهها یا حتی سالها بعد دریافت میکند.
این وضعیت در حالی ادامه دارد که سابقه بحران اقتصادی مطبوعات کرمانشاه نشان میدهد مشکلات مالی، گرانی مواد اولیه و کاهش توان انتشار پیش از این نیز به کاهش صفحات و تیراژ و حتی تعدیل نیرو در برخی نشریات استان منجر شده است.
ثریا صفری، سردبیر «نقد حال»، یکی از مسائل اصلی این روزهای مطبوعات را مطالبات پرداختنشده بابت آگهیهایی میداند که پیشتر در نشریات منتشر شدهاند. او میگوید آگهیهایی که در روزنامهها و مطبوعات کرمانشاه چاپ شده، از طریق اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تقسیم و قیمتگذاری شده و بسیاری از مناقصهها و پروژههای مربوط به این آگهیها نیز به سرانجام رسیدهاند، اما هزینه برخی از این آگهیها همچنان به مطبوعات پرداخت نشده است.
صفری با تأکید بر اینکه ادامه فعالیت دفاتر نشریات به همین منابع مالی وابسته است، میگوید: «حیات و ممات دفتر نشریات در این وانفسای بحرانی به واریز همین پولها بستگی دارد.»
سردبیر «نقد حال» همچنین با طرح مطالبه از مدیریت ارشد استان درباره تعیین تکلیف این مطالبات، هشدار میدهد که ادامه این وضعیت میتواند فشار بیشتری بر رسانههای مکتوب وارد کند و در نهایت، استاندار را در برابر پیامدهای این بحران پاسخگو قرار دهد.
در سوی دیگر، فریدون معتمدیان، پیشکسوت مطبوعات و مدیرمسئول روزنامه «بیستون»، ریشه بخشی از مشکلات امروز مطبوعات را در مجموعهای از عوامل میداند که در سالهای اخیر تشدید شده است. به گفته او، تحریمها و محدودیتهای اقتصادی بر تأمین مواد اولیهای مانند زینک و کاغذ اثر گذاشته و افزایش قیمت این اقلام، هزینه انتشار را بالا برده است.
معتمدیان در عین حال «اقتصاد رسانه» و وابستگی آن به آگهی را یکی از مسائل اساسی میداند. او میگوید درآمد رسانهها عمدتاً از دو بخش آگهیهای دولتی و آگهیهای بخش خصوصی تأمین میشود و در کرمانشاه، نحوه توزیع آگهیهای دولتی به یکی از چالشهای جدی نشریات تبدیل شده است.
او معتقد است بخش قابل توجهی از آگهیهای دولتی به روزنامههای محلی میرسد و سهم هفتهنامهها از این بازار محدود است؛ موضوعی که به گفته او، فشار اقتصادی بیشتری بر نشریات کوچکتر وارد میکند. معتمدیان همچنین از ظرفیتی در قالب سهم یکدرصدی یاد میکند که به اعتقاد او میتواند برای اختصاص بخشی از آگهیها به دیگر نشریات مورد استفاده قرار گیرد و میگوید این روند اخیراً با توجه مدیریت استان در حال پیگیری است، اما از نظر او کافی نیست و سهم هفتهنامهها باید افزایش یابد.
به گفته مدیرمسئول «بیستون»، بخش خصوصی نیز به دلیل شرایط اقتصادی، جنگ و تحریمها توان محدودی برای حمایت تبلیغاتی از رسانهها دارد و لازم است واحدهای تولیدی و بنگاههای اقتصادی دارای توان مالی، توجه بیشتری به رسانههای مکتوب داشته باشند.
معتمدیان با اشاره به سابقه فعالیت برخی نشریات و قدمت آنها، تعطیلی یک رسانه را صرفاً پایان فعالیت یک دفتر نمیداند و تأکید دارد که از بین رفتن رسانههای باسابقه، از منظر فرهنگی و توسعه رسانهای نیز تبعاتی به همراه دارد. او میگوید در مقاطع مختلف، برخی نشریات اعلام کردهاند که دیگر توان تحمل هزینههای انتشار را ندارند و برای جلوگیری از تداوم این وضعیت باید راهکاری اساسی در نظر گرفته شود.
در همین حال، هادی نوروزی، سردبیر روزنامه «باختر»، بحران را از زاویه دیگری تشریح میکند؛ زاویهای که مستقیماً به هزینه روزمره انتشار مربوط است. او در یادداشتی با عنوان «بنبست مالی رسانهها؛ از حکم چاپخانهها تا بیتفاوتی ادارات» میگوید رسانههای مکتوب که همواره یکی از ابزارهای اطلاعرسانی و نظارت اجتماعی بودهاند، امروز با بحرانی مواجهاند که از یک مشکل معمول اقتصادی فراتر رفته است.
نوروزی از افزایش قابل توجه هزینههای چاپ خبر میدهد و میگوید در مدت اخیر، تعرفه چاپخانهها چندین بار افزایش یافته است. به گفته او، روزنامه «باختر» همزمان با فشار مالی چاپخانه و مطالبات برای تسویه فوری بدهیها، با تغییر شیوه پرداخت به شکل روزانه مواجه شده است؛ وضعیتی که ادامه انتشار را برای رسانه دشوارتر میکند.
اما مسئله مهمتر از نگاه سردبیر «باختر»، نبود نقدینگی برای پرداخت همین هزینههای جاری است. او میگوید این روزنامه از برخی دستگاهها و سازمانهای استان مطالباتی دارد که بخشی از آنها مربوط به دو یا حتی سه سال گذشته است و هنوز تعیین تکلیف نشدهاند.
نوروزی تأکید میکند که رسانه برای کاری که انجام داده و آگهیای که منتشر کرده، باید بتواند در زمان متعارف هزینه آن را دریافت کند؛ زیرا وقتی دستگاهها پرداخت مطالبات رسانهها را به تعویق میاندازند، فشار مالی مستقیماً به بدنه همان رسانه منتقل میشود.
او خواستار ورود مدیریت ارشد استان برای تعیین تکلیف مطالبات معوق رسانههاست و انتظار دارد استانداری، مدیران دستگاههای اجرایی را نسبت به پرداخت بدهیهای قطعی و قانونی رسانهها ملزم به پیگیری کند. از نگاه او، این مطالبه به معنای درخواست امتیاز ویژه نیست؛ بلکه پرداخت هزینه خدماتی است که رسانه پیشتر ارائه کرده است.
مسئلهای فراتر از یک دفتر
کنار هم گذاشتن روایت این سه فعال مطبوعاتی، یک مسئله مشترک را نشان میدهد: مطبوعات همزمان با افزایش هزینههای تولید، برای وصول درآمدهای خود نیز با تأخیر مواجهاند. وقتی هزینه چاپ و نیروی انسانی باید در زمان مشخص پرداخت شود اما مطالبات آگهیها ماهها یا سالها معطل بماند، تراز مالی نشریه بهتدریج منفیتر میشود.
در چنین شرایطی، خطر فقط متوجه صاحب امتیاز یا مدیرمسئول یک نشریه نیست. تعطیلی یا کوچکشدن هر دفتر مطبوعاتی میتواند به کاهش نیروی انسانی و از دست رفتن شغل خبرنگاران، دبیران، عکاسان، صفحهآراها، عوامل فنی و دیگر کارکنانی منجر شود که معیشت آنها به فعالیت همان رسانه وابسته است.
اهمیت این موضوع برای استانی که مسئله اشتغال و امنیت شغلی از دغدغههای جدی آن است، دوچندان میشود. حمایت از مطبوعات الزاماً به معنای پرداخت کمک مستقیم نیست؛ در وهله نخست میتواند به معنای پرداخت بهموقع مطالبات قطعی، جلوگیری از انباشت بدهی، شفافیت در توزیع آگهیهای دولتی و ایجاد امکان ادامه فعالیت رسانههایی باشد که سالها در استان کار کردهاند.
مطالبه روشن است
اکنون پرسش اصلی این است: مجموع مطالبات معوق مطبوعات کرمانشاه از دستگاههای اجرایی چه میزان است؟ این مطالبات مربوط به چه سالهایی است؟ کدام دستگاهها بیشترین بدهی را دارند و برنامه استانداری و دستگاههای اجرایی برای تسویه آنها چیست؟
پاسخ روشن به این پرسشها میتواند نخستین گام برای مشخص شدن ابعاد واقعی بحران باشد.
مطبوعات برای ادامه فعالیت، بیش از وعده به جریان نقدینگی نیاز دارند؛ آگهیای که منتشر شده باید در نهایت به درآمدی تبدیل شود که امکان پرداخت هزینه چاپ و حفظ نیروی انسانی را فراهم کند.
اکنون توپ در زمین مدیریت استان و دستگاههای متولی فرهنگ و رسانه است؛ نه برای ایجاد امتیاز تازه، بلکه برای تعیین تکلیف مطالباتی که به گفته فعالان این حوزه، بخشی از آنها مربوط به خدمات انجامشده و آگهیهای منتشرشده است. اگر قرار است مطبوعات محلی همچنان فعال بمانند، مسئله مطالبات معوق و سازوکار توزیع آگهی نمیتواند بیش از این در حاشیه بماند.
پریا امیری پریان









دیدگاه