چند روزی است شهروندان کرمانشاهی برای یافتن روغن خوراکی “یکی از ضروریترین نیازهای خانوار” ساعتها وقت و انرژی میگذارند، اما بارها با قفسههای خالی فروشگاهها مواجه میشوند.
این وضعیت نه فقط شکایت مصرفکنندگان را برانگیخته، بلکه چرایی این تکرار نخنما را به چالشی جدی برای مدیریت بازار در استان تبدیل کرده است.
مردم؛ واکنش به تجربههای تکرارشده
بخش قابل توجهی از مردم، خرید بیش از نیاز را نه یک انتخاب، بلکه یک واکنش میدانند. واکنشی به تجربههایی که بارها تکرار شده: امروز شایعه، فردا کمبود و پسفردا قیمت جدید. در چنین فضایی، بیاعتمادی به ثبات بازار، طبیعی است و خرید هیجانی، بیش از آنکه عامل بحران باشد، پیامد یک چرخه معیوب است.
شهروندان میگویند اگر بازار قابل پیشبینی بود و اطلاعرسانی شفاف انجام میشد، نه شایعهای شکل میگرفت و نه نیازی به خرید بیش از حد احساس میشد.
در مقابل، روایت غالب مسئولان، به افزایش تقاضا و اثرگذاری شایعات بر رفتار مصرفکننده اشاره دارد. از نگاه آنها، کمبودی در تولید وجود ندارد و آنچه بازار را دچار تنش کرده، هجوم ناگهانی مردم برای خرید است.
این تحلیل، اگرچه بخشی از واقعیت را توضیح میدهد، اما پرسشهای مهمی را بیپاسخ میگذارد.
مشکل کجاست؟
اگر شایعه تا این اندازه قدرت تخریب بازار را دارد، یعنی بازار از پیش آسیبپذیر است. بازاری که با کوچکترین خبر غیررسمی بههم میریزد، نشان میدهد:
-
پیشبینی دقیقی از نیاز وجود ندارد
-
ذخایر بهدرستی مدیریت نمیشود
-
و اطلاعرسانی، دیرهنگام و ناکارآمد است
در چنین شرایطی، مقصر دانستن مردم، سادهترین اما کماثرترین پاسخ است. واقعیت این است که مدیریت بازار باید جلوتر از شایعه حرکت کند، نه عقبتر از آن.
چرا هر بار که بحث تغییر قیمت مطرح میشود، عرضه تقویت نمیشود؟
چرا بازار باید اول دچار کمبود شود و بعد وعده «بهزودی تأمین میشود» بشنود؟
و چرا تجربههای قبلی، منجر به اصلاح سازوکارها نشده است؟
کمبود روغن در کرمانشاه، فقط یک مسئله مقطعی نیست؛ نشانهای است از ضعف در اعتمادسازی و مدیریت پیشگیرانه. خرید هیجانی مردم، علت اصلی بحران نیست؛ نتیجه تکرار شرایطی است که اصلاح نشدهاند.
مطالبه امروز شهروندان روشن است:مدیریت پیش از بحران، شفافیت در اطلاعرسانی و پاسخگویی بهموقع.
در غیر این صورت، باید منتظر تکرار همین سناریو برای دیگر کالاهای اساسی بود؛ سناریویی که در آن، همیشه بازار غافلگیر میشود و مردم نگران میمانند.









دیدگاه