در استانی که سالهاست همزمان با بیکاری مزمن، تورم سنگین، مهاجرت نخبگان و رکود سرمایهگذاری دستوپنجه نرم میکند، وام ازدواج دیگر نه یک «حمایت» بلکه تنها مُسکنی کوتاهمدت برای عبور از شوک اولیه زندگی مشترک است. در کرمانشاه، جوانان پیش از آنکه نگران مراسم عروسی باشند، از هزینه اجاره یک خانه کوچک، نبود شغل پایدار و آیندهای نامطمئن هراس دارند.
سالهاست سیاستگذاران از «جوانی جمعیت» سخن میگویند؛ از خطر پیری جامعه، کاهش نرخ فرزندآوری و ضرورت تسهیل ازدواج. اما واقعیت زندگی در استانهایی مانند کرمانشاه، فاصلهای عمیق با این شعارها دارد؛ جایی که بسیاری از جوانان حتی توان آغاز یک زندگی حداقلی را ندارند.
کرمانشاه از یک تناقض تلخ رنج میبرد؛ استانی با ظرفیتهای گسترده مرزی، کشاورزی، گردشگری و تجارت، اما گرفتار در چرخه بیکاری، فقر درآمدی و رکود اقتصادی. سالهاست نرخ بیکاری جوانان در این استان جزو بالاترین آمارهای کشور است و همین مسئله، ازدواج را از یک انتخاب طبیعی اجتماعی به تصمیمی پرهزینه و پرریسک تبدیل کرده است.
وام ازدواج در ظاهر افزایش یافته، اما واقعیت بازار چیز دیگری میگوید.
امروز بخش عمده این تسهیلات صرف «پول پیش خانه» میشود؛ آنهم برای واحدهایی که نه کیفیت مناسبی دارند و نه امنیت روانی لازم برای شروع یک زندگی را فراهم میکنند.
زوجهای جوان در کرمانشاه، درست مانند بسیاری از شهرهای کشور، پس از تامین ودیعه مسکن، عملاً با جیب خالی مقابل هزینههای جهیزیه، لوازم ضروری خانه و مخارج روزمره قرار میگیرند.
اما بحران فقط گرانی نیست؛ مسئله اصلی، نبود درآمد پایدار است. جوانی که شغل ثابت ندارد، قرارداد کاریاش موقت است یا ماهها در انتظار استخدام مانده، چگونه میتواند زیر بار اقساط چندساله برود؟ در چنین شرایطی، وام ازدواج نه آغاز آسودگی بلکه آغاز اضطراب اقتصادی است.
از سوی دیگر، شرایط مرزی بودن کرمانشاه نیز در سالهای اخیر نتوانسته به رونق معیشت مردم منجر شود.
بازارچههای مرزی که زمانی امیدی برای اشتغال و گردش مالی بودند، اکنون تحت تاثیر محدودیتهای اقتصادی، نوسانات ارزی و کاهش قدرت خرید، دیگر نقش گذشته را در اقتصاد خانوار ایفا نمیکنند. نتیجه آن شده که فشار معیشتی در استان، هر روز عمیقتر میشود و نخستین قربانی آن نیز «تشکیل خانواده» است.
واقعیت این است که بحران ازدواج در کرمانشاه فقط یک مسئله فرهنگی یا اجتماعی نیست؛ این بحران، مستقیماً ریشه اقتصادی دارد.
وقتی تورم با سرعت میتازد اما دستمزدها توان همراهی ندارند، وقتی قیمت اجاره خانه طی چند سال چند برابر میشود اما فرصت شغلی جدیدی ایجاد نمیشود، طبیعی است که سن ازدواج بالا برود و میل به تشکیل خانواده کاهش پیدا کند.
نگرانکنندهتر آنجاست که ادامه این روند، تنها به کاهش ازدواج ختم نمیشود. افزایش ناامیدی اجتماعی، مهاجرت جوانان، کاهش سرمایه انسانی و تضعیف بنیان جمعیتی استان، پیامدهایی است که آرامآرام خود را نشان میدهد.
جامعهای که جوانانش آینده روشنی پیش روی خود نبینند، دیر یا زود با بحرانهای عمیقتری روبهرو خواهد شد.
کرمانشاه امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاستهای واقعی حمایت از جوانان است؛ نه صرفاً افزایش عدد وامها. ایجاد اشتغال پایدار، کنترل بازار اجاره، توسعه مسکن حمایتی، فعالسازی ظرفیتهای مرزی و بازگرداندن اعتماد اقتصادی به نسل جوان، حلقههای گمشدهای هستند که بدون آنها، هیچ وامی نمیتواند چراغ خانههای تازه را روشن نگه دارد!









دیدگاه